بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از سؤالاتی که ممکن است در بعضی از اذهان باشد و نیز برخی از حرفها و نوشتها آنرا ایجاد و یا در عمق بخشیدن به آن کمک کند این است که آیاتی که در قرآن وجود دارد که در آن آیات اطاعت از رسول الله را بر مؤمنین واجب دانسته آیا این مؤمنین همان مؤمنین زمان رسول الله منظور بوده یا همه مؤمنین یعنی آیندگان را هم شامل می شده؟

بعضی بر عقیده نخست هستند یعنی می گویند آیاتی که وجوب اطاعت از رسول الله را بر مؤمنین واجب نموده فقط مخصوص مؤمنینی است که رسول خدا را درک نموده اند نه همه مؤمنین. اینها برای اثبات مدعی دلایلی چند ذکر می کنند که اختصارا ذکر می نمایم.

1- اطاعت از رسول به معنی اطاعت از روایات و احادیث منسوب به رسول نیست چون هیچ روش قطعی و دقیقی نیست که حتی یک حدیث را به طور قطع و یقین به رسول الله منسوب نماید و طبق قرآن پیروی از "ظن" باطل است.

2- هیچ جا در قرآن برای آیندگان "اطاعت" از پیامبران گذشته صادر نشده و هر جا مسئله پیروی بوده از لفظ"تبع" استفاده شده در قرآن یکبار هم نفرموده "اطیعوا ملّة ابراهیم"

3- آیاتی که به مؤمنین امر می کند قبل از ورود به خانه نبی اجازه بگیرند و یا قبل از حرف خصوصی با پیامبر(ص) صدقه بدهند ولی می دانیم امروز چنین چیزی موضوعیت ندارد.

4- مردم زمان نزول قرآن با "صلاة" کاملاً آشنا بوده اند و پیامبر چیز جدیدی برای آنها نیاورده؛ در قرآن وقتی امر به انفاق می شود برای مردم سؤال ایجاد می شود که چه چیزی باید انفاق کنند ولی هیچگاه سؤال ایجاد نشده که چگونه نماز بخوانند.

5- تعداد رکعات صلاة و جزئیات آن از سوی نازل کننده قرآن اهمیتی نداشته ؛ چرا جزئیات وضو را که مقدمه صلاة است را گفته ولی راجع به صلاة چنین نیست؟ بنابراین برای صلاة ضرورتی نداشته چون منظور از صلاة برای مردم روشن بوده و فرم و چگونگی صلاة مهم نبوده و صلاة غبارت است از ارتباط بین بنده و خدا.

6- گفته می شود خداوند کلّیات احکام را در قرآن آورده و برای اختصار؛ تبیین جزئیّات را به پیامبرسپرده که قابل قبول نیست زیرا خدا چرا جزئیات وضو را گفته ولی صلاة را نه؟

حال که دلایل آنها را به طور اجمال فهمیدیم ما هم دلایل خود را در پاسخ به آنها و اثبات اینکه امر اطاعت از رسول الله فقط مخصوص مؤمنین زمان رسول نیست بلکه برای همه مؤمنین و مؤمنات را شامل می شود را می آوریم و داوری و نقد منصفانه را به عهده عقول قرآنی می گذاریم.

دلایل:

دلیل1- آیاتی که امر به اطاعت از رسول می کنند همگی بدون استثناء" اطلاق" دارند وحال و آینده را در بر می گیرند . پس اوّلین دلیل ما برای اینکه این آیات برای همه مؤمنین است دلیل "اطلاق" فعل امر "اطیعوآ" می باشد. آیات عبارتند از:

(یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنکمُ‏ْ  فَإِن تَنَزَعْتُمْ فىِ شىَ‏ْءٍ فَرُدُّوهُ إِلىَ اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ  ذَلِکَ خَیرٌْ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى‏] اختلاف نظر یافتید، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به [کتاب‏] خدا و [سنت‏] پیامبر [او] عرضه بدارید، این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است.

 

قُلْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا یحُِبُّ الْکَفِرِینَ))

بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند، قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد.

 

وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ احْذَرُواْ  فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا عَلىَ‏ رَسُولِنَا الْبَلَغُ الْمُبِینُ))

(و اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان‏] بر حذر باشید، پس اگر روى گرداندید، بدانید که بر عهده پیامبر ما، فقط رساندن [پیامِ‏] آشکار است.)

 

) یَسَْلُونَکَ عَنِ الْأَنفَالِ  قُلِ الْأَنفَالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ  فَاتَّقُواْ اللَّهَ وَ أَصْلِحُواْ ذَاتَ بَیْنِکُمْ  وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ)

 [اى پیامبر،] از تو در باره غنایم جنگى مى‏پرسند. بگو: «غنایم جنگى اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس از خدا پروا دارید و با یکدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت کنید. )

 

وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِیحُکمُ‏ْ  وَ اصْبرُِواْ  إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّبرِِینَ))

و از خدا و پیامبرش اطاعت کنید و با هم نزاع مکنید که سُست شوید و مهابت شما از بین برود، و صبر کنید که خدا با شکیبایان است.

 

قُلْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ  فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَیْهِ مَا حُمِّلَ وَ عَلَیْکُم مَّا حُمِّلْتُمْ  وَ إِن تُطِیعُوهُ تَهْتَدُواْ  وَ مَا عَلىَ الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَغُ الْمُبِینُ))

بگو: «خدا و پیامبر را اطاعت کنید. پس اگر پشت نمودید، [بدانید که‏] بر عهده اوست آنچه تکلیف شده و بر عهده شماست آنچه موظّف هستید. و اگر اطاعتش کنید راه خواهید یافت، و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشکار [مأموریتى‏] نیست.

 

وَ أَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوةَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ))

و نماز را برپا کنید و زکات را بدهید و پیامبر [خدا] را فرمان برید تا مورد رحمت قرار گیرید.

 

) یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ لَا تُبْطِلُواْ أَعْمَلَکمُ‏ْ)

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، خدا را اطاعت کنید و از پیامبر [او نیز] اطاعت نمایید، و کرده‏هاى خود را تباه مکنید.

 

(ءَ أَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُواْ بَینْ‏َ یَدَىْ نجَْوَئکمُ‏ْ صَدَقَتٍ  فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُواْ وَ تَابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوةَ وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  وَ اللَّهُ خَبِیرُ  بِمَا تَعْمَلُونَ )

آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏هایى تقدیم دارید؟ و چون نکردید و خدا [هم‏] بر شما بخشود، پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید، و خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است.

 

وَ أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ أَطِیعُواْ الرَّسُولَ  فَإِن تَوَلَّیْتُمْ فَإِنَّمَا عَلىَ‏ رَسُولِنَا الْبَلَغُ الْمُبِینُ))

و خدا را فرمان برید و پیامبر [او] را اطاعت نمایید، و اگر روى بگردانید، بر پیامبر ما فقط پیام‏رسانىِ آشکار است.

دلیل 2- خداوند در سوره هجر آیه 9 می فرمایند"إِنَّا نحَْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لحََفِظُونَ"

بى‏تردید، ما این(ذکر) قرآن را به تدریج نازل کرده‏ایم، و قطعاً نگهبان آن خواهیم بود.حال اگر آیاتی را که امر به اطاعت از رسول می کنند را دهها ایه می باشند را مخصوص مردم رسول الله بدانیم بنابر این این آیات دیگر تاریخ مصرفشان تمام شده و چه لزومی دارد که خداوند از این آیات هم که دیگر قابل عمل نمی باشند محافظت نماید؟آیا این ضد حکمت نیست؟ و یا خدا حکیم نیست؟ و نیز خدا نفرموده از بعضی از آیات محافظت می نمایم بلکه فرموده از"ذکر" که شامل تمامی آیات است محافظت می نماید.

دلیل3- قرآن دین همه زمانها و مکانهاست("تَبارَکَ الَّذی نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى‏ عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعالَمینَ نَذیراً )

بزرگ [و خجسته‏] است کسى که بر بنده خود، فرقان [کتاب جداسازنده حق از باطل‏] را نازل فرمود، تا براى جهانیان هشداردهنده‏اى باشد. بنابر این دستورات و اوامر آن هم برای همه زمانها و مکانها ست و اگر دستوری مخصوص زمان خاصی باشد با قراینی که در خود آیه و یا آیات دیگرهست معلوم می شود و اگر چنین قراینی از خود آیه نداشتیم ما با چه دلیلی آنها را تخصیص می زنیم؟

دلیل4- آیاتی در قرآن که مخصوص زمان خاصی بوده این آیات را آیات منسوخه می گویند آیات منسوخه ؛ناسخ آنها در قرآن موجود هست" ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَیْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ "

"هر حکمى را نسخ کنیم، یا آن را فراموشتان کنیم بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى که خدا بر هر کارى تواناست؟" سؤال این است آیا این آیاتی را که امر به اطاعت از رسول الله در آن شده و تعداد آنها به ده ها آیه می رسد آیا جزء آیات منسوخ هستند؟ اگر چنین می باشند ناسخ آنها کدام آیات هستند.؟

مثلاً آیه 12 سوره مجادله"یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا ناجَیْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقَةً ذلِکَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ أَطْهَرُ فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحیمٌ "

(اى کسانى که ایمان آورده‏اید، هر گاه با پیامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏کنید، پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏اى تقدیم بدارید. این [کار] براى شما بهتر و پاکیزه‏تر است و اگر چیزى نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است.) که وجوب صدقه دادن قبل از سخن محرمانه با رسول خدا را مطرح می نماید آیه منسوخه می باشد که ناسخ آن آیه بعدی است"  أَ أَشْفَقْتُمْ أَنْ تُقَدِّمُوا بَیْنَ یَدَیْ نَجْواکُمْ صَدَقاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ تابَ اللَّهُ عَلَیْکُمْ فَأَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ "

(آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏هایى تقدیم دارید؟ و چون نکردید و خدا [هم‏] بر شما بخشود، پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید، و خدا به آنچه مى‏کنید آگاه است. )

دلیل5- اگر این آیاتی که در آنها به اطاعت از رسول الله امر شده مخصوص مردمی بوده که در زمان آن حضرت زندگی می کردند، لازم بود که حداقل در یکی از این آیات و یا در آیه ای از قرآن به گونه ای مشخص می شد،به عنوان مثال در قرآن امر به نماز شب آمده." یَأَیهَُّا الْمُزَّمِّلُ

قُمِ الَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا" (ای جامه به خود فروپیچیده بپاخیز شب را مگر اندکی)

"وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّکَ عَسىَ أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا محَّْمُودًا"

(و پاسى از شب را زنده بدار، این نافلة مخصوص توست امید که پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند. ) ولی با"نافلة لک" مشخص نموده این وجوب نافله فقط مخصوص رسول الله است نه همه مؤمنین و مؤمنات.

و یا درسوره احزاب آیه 50 آمده"یَأَیُّهَا النَّبىِ‏ُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَجَکَ الَّتىِ ءَاتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَ مَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَ بَنَاتِ عَمِّکَ وَ بَنَاتِ عَمَّتِکَ وَ بَنَاتِ خَالِکَ وَ بَنَاتِ خَلَتِکَ الَّتىِ هَاجَرْنَ مَعَکَ وَ امْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبىِ‏ِّ إِنْ أَرَادَ النَّبىِ‏ُّ أَن یَسْتَنکِحَهَا خَالِصَةً لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ  قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فىِ أَزْوَجِهِمْ وَ مَا مَلَکَتْ أَیْمَنُهُمْ لِکَیْلَا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ  وَ کاَنَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا")

(اى پیامبر، ما براى تو آن همسرانى را که مَهْرشان را داده‏اى حلال کردیم، و [کنیزانى‏] را که خدا از غنیمت جنگى در اختیار تو قرار داده، و دختران عمویت و دختران عمّه‏هایت و دختران دایى تو و دختران خاله‏هایت که با تو مهاجرت کرده‏اند، و زن مؤمنى که خود را [داوطلبانه‏] به پیامبر ببخشد- در صورتى که پیامبر بخواهد او را به زنى گیرد. [این ازدواج از روى بخشش‏] ویژه توست نه دیگر مؤمنان. ما نیک مى‏دانیم که در مورد زنان و کنیزانشان چه بر آنان مقرّر کرده‏ایم، تا براى تو مشکلى پیش نیاید، و خدا همواره آمرزنده مهربان است)

در این قسمت از آیه که" وَ امْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبىِ‏ِّ إِنْ أَرَادَ النَّبىِ‏ُّ أَن یَسْتَنکِحَهَا" که اشاره به حلال بودن نکاح با زنی که بدون مهریه خود را به نکاح رسول خدا دربیاورد ولی بلافاصله در ادامه آیه می فرماید" خَالِصَةً لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ" این که زنان بدون قرار دادن مهر ازدواج نمایند خالص برای تو رسول الله است نه دیگر مؤمنین.

آیا اینهمه آیاتی که راجع به اطاعت از رسول در آنهاست آیا نباید در یکی از این آیات اشاره می شد که منظور از این امر اطاعت از رسول فقط برای مؤمنینی است که در زمان حیات دنیوی رسول بت او بوده اند؟ آیا این جزء امور عام البلوا است یا نکاح با زنی که خود را هبه مینماید جزء امور عام البلوا می باشند؟ چطور قرآن به آن اشاره کرده که نکند مؤمنان فکر کنند این برای همه حلال است و لی در مسئله "اطیعوا الرسول" هیج جا در قرآن تخصیصی نداریم. آیا ما می توانیم با عقل بشری بدون وحی چنین تخصیصی بزنیم؟

6- گاهی مخاطِب کسی است که در یک اتاق برای چند نفر صحبت می نماید بدیهی است که امر و نهی های او فقط مخصوص آن مخاطبین اندک است. گاه از طریق شبکه ماهواره ای صحبت می کند در اینجا تعداد مخاطبین شاید به میلیونها نفر برسد. و گاه خداوند امر ونهی می نماید در ایجا هیچ اشکال عقلی و نقلی نداریم که خداوند نتواند همه یعنی مردم زمان نزول وحی تا همه آیندگان را مورد خطابات خود قرار دهد.

7- به این آیات قرآن کریم توجّه فرمائید.

تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ  وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّتٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَرُ خَلِدِینَ فِیهَا  وَ ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیم‏

اینها احکام الهى است، و هر کس از خدا و پیامبر او اطاعت کند، وى را به باغهایى درآورد که از زیر [درختانِ‏] آن نهرها روان است. در آن جاودانه‏اند، و این همان کامیابى بزرگ است.

وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَأُوْلَئکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِْم مِّنَ النَّبِیِّنَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشهَُّدَاءِ وَ الصَّلِحِینَ  وَ حَسُنَ أُوْلَئکَ رَفِیقً

و کسانى که از خدا و پیامبر اطاعت کنند، در زمره کسانى خواهند بود که خدا ایشان را گرامى داشته [یعنى‏] با پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگانند و آنان چه نیکو همدمانند.

وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِنَتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ  یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلَوةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ  أُوْلَئکَ سَیرَْحَمُهُمُ اللَّهُ  إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیم‏

و مردان و زنان با ایمان، دوستان یکدیگرند، که به کارهاى پسندیده وا مى‏دارند، و از کارهاى ناپسند باز مى‏دارند، و نماز را بر پا مى‏کنند و زکات مى‏دهند، و از خدا و پیامبرش فرمان مى‏برند. آنانند که خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، که خدا توانا و حکیم است. (71)

وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یخَْشَ اللَّهَ وَ یَتَّقْهِ فَأُوْلَئکَ هُمُ الْفَائزُون‏

و کسى که خدا و فرستاده او را فرمان بَرَد، و از خدا بترسد و از او پروا کند آنانند که خود کامیابند.

یُصْلِحْ لَکُمْ أَعْمَلَکمُ‏ْ وَ یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ  وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ فَازَ فَوْزًا عَظِیمً

تا اعمال شما را به صلاح آورد و گناهانتان را بر شما ببخشاید، و هر کس خدا و پیامبرش را فرمان بَرَد قطعاً به رستگارى بزرگى نایل آمده است.

لَّیْسَ عَلىَ الْأَعْمَى‏ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَ لَا عَلىَ الْمَرِیضِ حَرَجٌ  وَ مَن یُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یُدْخِلْهُ جَنَّتٍ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنهَْرُ  وَ مَن یَتَوَلَّ یُعَذِّبْهُ عَذَابًا أَلِیمًا

بر نابینا گناهى نیست و بر لنگ گناهى نیست و بر بیمار گناهى نیست [که در جهاد شرکت نکنند] و هر کس خدا و پیامبر او را فرمان بَرَد، وى را در باغهایى که از زیر [درختان‏] آن نهرهایى روان است درمى‏آورد، و هر کس روى برتابد، به عذابى دردناک معذّبش مى‏دارد.

همانگونه که در تمامی آیات می بینیم فعل اطاعت از رسول الله به صورت "فعل مضارع" آمده که هم می دانیم فعل مضارع فقط مخصوص گذشته نیست بلکه استمرار را می رساند آیندگان را هم شامل می شود.

8- عصیان و نافرمانی از اوامر رسول الله به صورت فعل مضارع آمده که نشاندهنده استمرار عمل است و شامل آیندگان هم می باشد. به این ایات توجّه فرمائید.

 وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یَتَعَدَّ حُدُودَهُ یُدْخِلْهُ نَارًا خَلِدًا فِیهَا وَ لَهُ عَذَابٌ مُّهِینٌ‏

 (و هر کس از خدا و پیامبر او نافرمانى کند و از حدود مقرر او تجاوز نماید، وى را در آتشى درآورد که همواره در آن خواهد بود و براى او عذابى خفّت‏آور است)

وَ مَا کاَنَ لِمُؤْمِنٍ وَ لَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضىَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لهَُمُ الخِْیرََةُ مِنْ أَمْرِهِمْ  وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَلًا مُّبِینًا

 (و هیچ مرد و زن مؤمنى را نرسد که چون خدا و فرستاده‏اش به کارى فرمان دهند، براى آنان در کارشان اختیارى باشد و هر کس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى کند قطعاً دچار گمراهىِ آشکارى گردیده است)

إِلَّا بَلَغًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِسَلَتِهِ  وَ مَن یَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَإِنَّ لَهُ نَارَ جَهَنَّمَ خَلِدِینَ فِیهَا أَبَدًا

وظیفه من‏] تنها ابلاغى از خدا و [رساندن‏] پیامهاى اوست.» و هر کس خدا و پیامبرش را نافرمانى کند قطعاً آتش دوزخ براى اوست و جاودانه در آن خواهند ماند)

9- با توجه به آیه 42 سوره نساء"یَوْمَئذٍ یَوَدُّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَ عَصَوُاْ الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى‏ بهِِمُ الْأَرْضُ وَ لَا یَکْتُمُونَ اللَّهَ حَدِیثًا

(آن روز، کسانى که کفر ورزیده‏اند، و از پیامبر [خدا] نافرمانى کرده‏اند، آرزو مى‏کنند که اى کاش با خاک یکسان مى‏شدند و از خدا هیچ سخنى را پوشیده نمى‏توانند داشت ) کسانی که از رسول الله نافرمانی کرده اند در قیامت می گویند ای کاش با خاک یکسان می شدند چگونه می توانیم بگوییم که منظور همه نیستند بلکه کسانی هستند که در زمان رسول بوده اند؟

10- در آیه 7 سوره حشر"مَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلىَ‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى‏ فَللهِ‏َِّ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِى الْقُرْبىَ‏ وَ الْیَتَمَى‏ وَ الْمَسَکِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ کىَ‏ْ لَا یَکُونَ دُولَةَ  بَینْ‏َ الْأَغْنِیَاءِ مِنکُمْ  وَ مَا ءَاتَئکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََئکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ"

(آنچه خدا از [دارایىِ‏] ساکنان آن قریه‏ها عاید پیامبرش گردانید، از آنِ خدا و از آنِ پیامبر [او] و متعلّق به خویشاوندان نزدیک [وى‏] و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‏کیفر است.)

در این قسمت از آیه که می فرماید" وَ مَا ءَاتَئکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نهََئکُمْ عَنْهُ فَانتَهُواْ" می فرماید هر چه از رسول به شما رسید اوامر آن را گرفته وعمل کنید و نهی های آن را انجام ندهید، دقت کنید نفرموده هرچه رسول به شما گفت که آیندگان بگویند که چیزی به ما نگفته یعنی از "قول" استفاده نکرده بلکه فرموده " ءَاتَئکُمُ"آنچه داد نه آنچه گفت.

حال با چندین استدلال که از خود قرآن بدست آوردیم که منظور خداوند از آیاتی که امر به اطاعت از رسول خدا می نماید برای تمامی مؤمنین و مؤمنات است به اشکالاتی که مطرح شده پاسخ می دهیم.

1- اطاعت از رسول به معنی اطاعت از روایات و احادیث منسوب به رسول نیست چون هیچ روش قطعی و دقیقی نیست که حتی یک حدیث را به طور قطع و یقین به رسول الله منسوب نماید و طبق قرآن پیروی از "ظن" باطل است.

جواب: در جواب باید بگویم آنچه در قرآن به عنوان علم یاد شده مثل"الإسراء : 36   وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً" و امثال این آیات منظور از این علم به معنی علم و یقین فلسفی نیست زیرا اگر یقین دقیق فلسفی مراد باشد شاید ما نتوانیم با زحمات زیاد حدیث علم آور فلسفی به اندازه تعداد انگشتان دست داشته باشیم شاید پرسیده شود شما از کجا می گوئید که منظور از این علم و یقین به معنی علم و یقین دقیق از نوع فلسفی آن نیست؟ باید بگویم چون بدست آوردن آن بسیار سخت است و طبق چندین آیه از قرآن خداوند چیز هرج آور در دین قرار نداده.

"وَ جَهِدُواْ فىِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ  هُوَ اجْتَبَئکُمْ وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکمُ‏ْ فىِ الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ  مِّلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْرَهِیمَ  هُوَ سَمَّئکُمُ الْمُسْلِمِینَ مِن قَبْلُ وَ فىِ هَذَا لِیَکُونَ الرَّسُولُ شَهِیدًا عَلَیْکمُ‏ْ وَ تَکُونُواْ شهَُدَاءَ عَلىَ النَّاسِ  فَأَقِیمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّکَوةَ وَ اعْتَصِمُواْ بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَئکمُ‏ْ  فَنِعْمَ الْمَوْلىَ‏ وَ نِعْمَ النَّصِیر

(و در راه خدا چنان که حق جهاد [در راه‏] اوست جهاد کنید، اوست که شما را [براى خود] برگزیده و در دین بر شما سختى قرار نداده است. آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است‏] او بود که قبلًا شما را مسلمان نامید، و در این [قرآن نیز همین مطلب آمده است‏] تا این پیامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشید. پس نماز را برپا دارید و زکات بدهید و به پناه خدا روید. او مولاى شماست چه نیکو مولایى و چه نیکو یاورى)

"وَ مَا جَعَلَ عَلَیْکمُ‏ْ فىِ الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ" وانگهی اگر ما بخواهیم در مسائل زندگی به یقین و علم دقیق فلسفی برسیم و تا نرسیم کاری نکنیم زندگی بسیار سخت و حتی نا ممکن خواهد بود. با عرض پوزش از محضر خوانندگان این مطلب، بنده می خواهم با یک مثال مسئله را بیشتر توضیح دهم . فرض کنید از کسی بپرسند نام پدرت چیست؟ او بدون معطلی نام همان شخضی که در شناسنامه اش به عنوان پدرش می باشد را خواهد گفت. آیا این علم و یقین او راجع به پدرش یقین دقیق فلسفی است یا یک یقین تقریباً عرفی است که دارد. حال اگر بخواهد دقیق این مسئله را بداند باید چه کارها که نکند فرض کنید این شخص باید آزمایش دی ان ای بدهد، در آزمایش دی ان ای باید یقین دقیق به دستگاه های آزمایشگاه داشته باشد که اشتباهی رخ نداده باشد، یقین دقیق به پرستاری که این آزمایش را انجام داده لازم است. یقین دقیق به پزشک آزمایشگاه و... داشته باشد. در حالی که اگر چنین هم کند آیا این زندگی ادامه اش چگونه خواهد بود. پس قرآن که می فرماید علم محور عمل شما باید باشد حتماً علم فلسفی نیست بلکه علم تقریباً عرفی است. و خداوند می دانسته که احادیث علم آور بعد از رسول باقی خواهد ماند که با مقداری تلاش بتوان به آن دست یافت که ما را به اطاعت از رسولش فرمان داده.

2 - هیچ جا در قرآن برای آیندگان "اطاعت" از پیامبران گذشته صادر نشده و هر جا مسئله پیروی بوده از لفظ"تبع" استفاده شده در قرآن یکبار هم نفرموده "اطیعوا ملّة ابراهیم"

جواب: دلیل اینکه در هیج جای قرآن اطاعت از انبیای گذشته مثل حضرت ابراهیم(ع) برای آیندگان نیامده این است که در زمان پیامبر سخن و کلامی از انبیای گذشته باقی نبوده حتی تورات و انجیل هم که تحریف شده بودند. اطاعت برای کلام و گفتار و امر یک شخص است ما در زمان رسول الله هیج سخنی که امر کند از حضرت ابراهیم(ع) نداشتیم،ولی کلیاتی از زندگی او بود که از واژه"تبع" که بیشتر برای تبعیت از رفتار است استفاده شده. به این آیه از قرآن توجه فرمائید "وَ لَقَدْ قَالَ لهَُمْ هَرُونُ مِن قَبْلُ یَقَوْمِ إِنَّمَا فُتِنتُم بِهِ  وَ إِنَّ رَبَّکُمُ الرَّحْمَنُ فَاتَّبِعُونىِ وَ أَطِیعُواْ أَمْرِى" که فرموده از امرم اطاعت کن نه تبعیت کن و گفتیم پیامبران قبل از حضرت محمد(ص) یا امر و سخنی نداشتند که اطاعت شوند و اگرهم داشتند  در مقابل سخن رسول الله گویا سخنی نبود.

3-  آیاتی که به مؤمنین امر می کند قبل از ورود به خانه نبی اجازه بگیرند و یا قبل از حرف خصوصی با پیامبر(ص) صدقه بدهند ولی می دانیم امروز چنین چیزی موضوعیت ندارد.

جواب: این آیه جزء آیات منسوخه نیست بلکه مسلمانان در زمان حیات دنیوی رسول باید از رسول الله برای ورود به بیتش اذن بگیرند و نیز در زمان حال هم طبق عقیده شیعه که بعضی از آیات قرآن هم آنرا تائید می نماید رسول الله کسانی را که وارد حرم مطهر آن حضرت می شوند را می بیند و صدایشان را می شنود، مسلمانان برای ورود به حرم از رسول الله باید اذن دخول بگیرند. و نیز یک امر اخلاقی است که انسان هر منزلی که بخواهد وارد شود از صاحبخانه باید اذن بگیرد نه اینکه بگوئیم این آیه موضوعیت ندارد.

4-  مردم زمان نزول قرآن با "صلاة" کاملاً آشنا بوده اند و پیامبر چیز جدیدی برای آنها نیاورده؛ در قرآن وقتی امر به انفاق می شود برای مردم سؤال ایجاد می شود که چه چیزی باید انفاق کنند ولی هیچگاه سؤال ایجاد نشده که چگونه نماز بخوانند.

جواب: اصلاً چنین چیزی نیست زیرا قرآن در مورد صلاة زمان جاهلیّت می فرماید"الأنفال : 35   وَ ما کانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَیْتِ إِلاَّ مُکاءً وَ تَصْدِیَةً فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ"

(و نمازشان در خانه [خدا] جز سوت کشیدن و کف زدن نبود. پس به سزاى آنکه کفر مى‏ورزیدید، این عذاب را بچشید! ) آری طبق آیه قرآن صلاة آنها آن هم در کعبه سوت و کف زدن بود.

و علت اینکه چرا مسلمانان از پیامبر از انفاق سؤال می کنند ولی از نماز نه،این به آن معنی نیست که چگونگی نماز خواندن را می دانستند بلکه به آن علت است که وجوب انفاق تحت شرائطی است تا آن شرائط مالی محقق نباشد انفاق واجب نیست ولی صلاة چنین نیست بلکه با آمدن آیه صلاة خود عمل به آن هم واجب می شده و برپیامبر واجب بوده قبل از اینکه مردم از آن حضرت بخواهند و یا بپرسند چگونگی صلاة را آن هم به صورت کاملاً عملی آموزش دهد.

5- تعداد رکعات صلاة و جزئیات آن از سوی نازل کننده قرآن اهمیتی نداشته ؛ چرا جزئیات وضو را که مقدمه صلاة است را گفته ولی راجع به صلاة چنین نیست؟ بنابراین برای صلاة ضرورتی نداشته چون منظور از صلاة برای مردم روشن بوده و فرم و چگونگی صلاة مهم نبوده و صلاة غبارت است از ارتباط بین بنده و خدا.

جواب: اینکه چرا نماز به تفصیل نیامده و لی وضو آمده جواب اینست که اوّلاً جزئیات نماز خیلی بیشتر از وضوست . مثلاً قیام تکبیرة الاحرام رکوع سجود و اذکاری که باید در هر کدام گفته شود اینها به دلیل اینکه خیلی زیاد است لازم نبوده که در قرآن بیاید.

ثانیاً طبق آیاتی مثل " بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ "

 [(زیرا آنان را] با دلایل آشکار و نوشته‏ها [فرستادیم‏]، و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم، تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى، و امید که آنان بیندیشند. ) تبیین و توضیح بعضی از آیات را که نیامده طبق این آیه به عهده رسول الله گذاشته مخصوصاً تبیین عملی آیه را مثل نماز.

                والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاة

             کاظم ندائی 28|4|1390