بسم الله الرحمن الرحیم

 در جهانی که در آن زندگی می کنیم مذاهب و نحله های فراوانی وجود دارد، یکی از این نحله ها و مذاهب قائلین به تناسخ می باشند.

آنها بر این اعتقاد دارند که انسان بعد از مرگ روحش دوباره در کالبد دیگری به زندگی ادامه می دهد.

قائلین به تناسخ به 4 دسته تقسیم می شوند.

1- جماعتی از ایشان قائلند به این که روح انسان بعد از مرگ به بدن انسان دیگر منتقل می شود به این گروه"نسوخیه" می گویند.

2- جماعتی از آنها قائلند به این که روح انسان بعد از مرگ به بدن حیوانات و بهائم و حشرات به مناسبت خود روح منتقل می شوند، مثلاً روح انسان خوب به بدن حیواناتی نجیب مثل اسب ، ارواح اشقییاء به بدن حیواناتی مثل سگ و خوک ، روح شخص شجاع به بدن شیر و روح انسانهای درنده خو به بدن گرگ و روح شخص حریص به بدن مورچه انتقال می یابد به آنها "منسوخیه" می گویند.

3- گروهی از آنها معتقد به انتقال روح انسان بعد از مرگ در گیاهان هستند به آنها "فسوخیه" می گویند.

4- جماعتی دیگر هم معتقد به انقال روح انسان بعد از مرگ در جمادات مثل سنگ و امثال آن هستند به این گروه "رسوخیه" می گویند.

فیثاغوث از فیلسوفان و ریاضی دانان یونان معتقد به تناسخ بودند، و نیز هند و چین هم از قدیم اعتقاد به تناسخ ارواح داشتند. و احترامی که هم اکنون هندوها به حیوانات قائل هستند شاید تا حدودی مربوط به این عقیده باشد.

انگیزه ها و دلایل به وجود آمدن این عقیده:

1- منکرین رستاخیز یا کسانی که آن را محال می دانستند و به دلیل اینکه نیکوکاران و بدکاران به جزاء اعمال خود نمی رسند و این را مخالف عدالت خدا می دانستند معتقد به تناسخ ارواح شدند.

2- توجیهی داشته باشند برای کودکان بیمار و معلول

دلائل بطلان:

1- این عقیده منکر وجود قیامت است،چون اگر روح به دلیل کارهای بد خود، در این دنیا در بدن دیگری به مجازات برسد،دیگر نیازی به روز رستاخیز نیست. و این یعنی انکار آیات متعددی از قرآن و چنین شخصی از نظر اسلام کافر است. حدیثی داریم در کتاب عیون اخبار الرضا که امام رضا(ع) در جواب سوال مامون که از آن حضرت در مورد تناسخ ارواح پرسید آن حضرت چنین فرمودند: "من قال بالتناسخ فهو کافر بالله العظیم یکذب بالجنة والنار" (هر کسی عقیده به تناسخ داشته باشد به خدای بزرگ کافر شده و بهشت و دوزخ را انکار می کند.)

2- کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ کُنتُمْ أَمْوَتًا فَأَحْیَکُمْ  ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یحُْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ

چگونه خدا را منکرید؟ با آنکه مردگانى بودید و شما را زنده کرد باز شما را مى‏میراند [و] باز زنده مى‏کند [و] آن گاه به سوى او بازگردانده مى‏شوید.

قَالُواْ رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَینْ‏ِ وَ أَحْیَیْتَنَا اثْنَتَینْ‏ِ فَاعْترََفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلىَ‏ خُرُوجٍ مِّن سَبِیلٍ

مى‏گویند: «پروردگارا، دو بار ما را به مرگ رسانیدى و دو بار ما را زنده گردانیدى. به گناهانمان اعتراف کردیم پس آیا راه بیرون‏شدنى [از آتش‏] هست؟»

با توجه به این آیه انسان یک زنده شدن در این دنیا دارد و یک زنده شدن در قیامت نه اینکه مثل قائلین به تناسخ مرگها و زندگیهای فراوانی داشته باشد، مثلاً آنها قائلند که بودا 530 مرتبه به جهان آمده 42 بار خدا بود 85 بار سلطان 24 بار شاهزاده 22 بار دانشمند 2 بار راهزن و یاغی 1 بار برده 1 بار قمارباز و بارها به صورت اسب و غزال و عقاب و گاومیش و مار و قورباغه و سایر حیوانات.

3- حَتىَّ إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبّ‏ِ ارْجِعُونِ

لَعَلىّ‏ِ أَعْمَلُ صَلِحًا فِیمَا تَرَکْتُ  کلاََّ  إِنَّهَا کلَِمَةٌ هُوَ قَائلُهَا  وَ مِن وَرَائهِم بَرْزَخٌ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ

تا آن گاه که مرگ یکى از ایشان فرا رسد، مى‏گوید: «پروردگارا، مرا بازگردانید،)

شاید من در آنچه وانهاده‏ام کار نیکى انجام دهم. نه چنین است، این سخنى است که او گوینده آن است و پشاپیش آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته خواهند شد.)

برطبق این آیه شریفه هم، زندگی مجدد برای جبران مافات را محال دانسته و از لفظ"کلّا" استفاده نموده.

4- مِنْها خَلَقْناکُمْ وَ فیها نُعیدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً أُخْرى‏

از این [زمین‏] شما را آفریده‏ایم، در آن شما را بازمى‏گردانیم و بار دیگر شما را از آن بیرون مى‏آوریم.

توجه فرمائید طبق آیه فوق زنده شدن مجدد انسان بعد از مرگ فقط از خاک است نه تعداد منعدد و در بدن دیگران.

5- از نظر عقلی چگونه می توان باور کرد که خداوند یک انسانی را که مثلاً بزرگ شده و زحمت کشیده و دانشمند شده دوباره به عقب برگرداند تا در بدن طفل دیگری رفته و دوباره از ابتدا حرف زدن یاد بگیرد مدرسه رود و... این مثل آن می ماند که معلمی به شاگردانش درس بدهد آنها را به کلاس بالاتر ببرد و دوباره باز آنها را به کلاس پایین تر بیاورد.

6- چگونه است که هیچ روحی گذشته خود را به یاد ندارد و اگر گفته شود بعضی ها به یاد دارند خواهیم گفت این توهمی بیش نیست،

7- دیگر اینکه روح چون هیچ گذشته خود را به یاد ندارد چگونه می تواند عبرت بگیرد و بداند این سختی که در این دنیا و در این بدن دارد به دلیل آن کارهایی است که در بدن قبلی انجام داده.

8- بعضی مواقع در اثر سیل، زلزله و جنگها مثل جنگهای اتمی و شیمیائی صدها هزار و شاید میلیونها نفر یکجا می میرند که در آن لحظه اینهمه در جهان نوزاد زاده نمی شود پس روح های اضافی چه می شود.

پس همانگونه که گفتیم این عقیده هم با بسیاری از آیات و هم عقل و منطق کاملاً مغایر است.

                                                                      والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

                                                                                  کاظم ندائی