بسم الله الرّحمن الرّحیم

جلسه ششم:

إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ

در جلسات گذشته در مورد نزول تدریجی و دفعی قرآن بحث کردیم. از این جلسه در مورد مخالفین نظریه نزول دفعی قرآن بحث خواهیم نمود.

در مورد نزول قرآن دو نظر است. نظریه اوّل نزول دفعی و یکپارچه همه قرآن را در شب قدر و نزول تدریجی آن در طول 23 سال  می داند این نظر علّامه طباطبائی و استاد ما علّامه صادقی تهرانی و تعدادی دیگر از مفسّرین است و نظر ما هم همین است. ولی در مقابل بعضی از مفسّرین و محققین عصر حاضر از جمله محقق و مفسّر قرآن علّامه معرفت در کتاب التمهید برای قرآن فقط یک نزول و آن هم نزول ندریجی در طی 23 سال قائل است، و نزول دفعی و یکپارچه قرآن را در شب قدر قبول ندارد.  طرفداران این نظریه می گویند همه قرآن در شب قدر بر پیامبر(ص) نازل نشد بلکه شب قدر شروع نزول قرآن بود که در طی 23 سال ادامه داشت تا تمام قرآن نازل شد. آنها برای این نظر خود چندین دلیل دارند که ما دلایل این بزگواران و سپس جواب خود را می آوریم.

دلیل اوّل:در زمان عصر نزول سوره قدر و یا سوره بقره آیه 185 "شهَْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَتٍ مِّنَ الْهُدَى‏ وَ الْفُرْقَانِ  فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشهَّْرَ فَلْیَصُمْهُ  وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلىَ‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ  یُرِیدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لَا یُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبرُِّواْ اللَّهَ عَلىَ‏ مَا هَدَئکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ" مردم از واژه قرآن، قرآن کامل را نمی فهمیدند ریرا هنوز بسیاری از آیات نازل نشده بود و قرآن کامل نشده بود. به عبارت دیگر آنچه از واژه قرآن در این آیات برای مردم زمان نزول آن متبادر می شد قرآن کامل نبود.

جواب:اینکه مردم چه چیزی را بفهمند و یا نفهمند درست بفهمند و یا نادرست بفهمند چیزی را عوض نمی کند برای آنکه مطلب بیشتر فهمیده شود به آیاتی از قرآن و فهم و تبادر به ذهن در زمان نزول توجّه فرمائید.

سوره هود آیه 7

وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضَ فىِ سِتَّةِ أَیَّامٍ وَ کَانَ عَرْشُهُ عَلىَ الْمَاءِ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا  وَ لَئنِ قُلْتَ إِنَّکُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَیَقُولَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِینٌ

(و اوست کسى که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود، تا شما را بیازماید که کدام‏یک نیکوکارترید. و اگر بگویى: «شما پس از مرگ برانگیخته خواهید شد» قطعاً کسانى که کافر شده‏اند خواهند گفت: «این [ادّعا] جز سحرى آشکار نیست.» )

آیا مردم زمان نزول این آیه و آیاتی نظیر این از واژه "ایّام" چه چیزی را می فهمیدند آیا از "ستة ایّام" شش دوره که هر دوره میلیونها سال است می فهمیدند یا از ستة ایّام همان شش روز 24 ساعته را می فهمیدند. کاملاً واضح است که مردم عادی از واژه ستة ایّام همان شش روزی که در مکالمات با هم استفاده می کردند را می فهمیدند مگر تفسیر آن را از  پیامبر(ص) می پرسیدند. حال می توان گفت چون از واژه "ستة ایّام" مردم زمان نزول این آیه شش روز معمولی را می فهمیدند و به ذهنشان روز 24 ساعته متبادر می شد پس معنی حقیقی و واقعی "ستّة ایّام" همان شش روز معمولی 24 ساعته است؟ پس می بینیم تبادر به ذهن غلط یک واژه و یا یک آیه هیچ چیزی را عوض نمی کند بنابراین نمی توان گفت که خلقت آسمانها و زمین در شش روز(24 ساعته) خلق شده باشد بلکه طی میلیونها سال خلق شده است.

سوره رعد آیه 2

اللَّهُ الَّذِى رَفَعَ السَّمَوَتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا  ثمُ‏َّ اسْتَوَى‏ عَلىَ الْعَرْشِ  وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ  کلُ‏ٌّ یجَْرِى لِأَجَلٍ مُّسَمًّى  یُدَبِّرُ الْأَمْرَ یُفَصِّلُ الاَْیَتِ لَعَلَّکُم بِلِقَاءِ رَبِّکُمْ تُوقِنُونَ

(خدا [همان‏] کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت، آن گاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام گردانید هر کدام براى مدتى معین به سیر خود ادامه مى‏دهند. [خداوند] در کار [آفرینش‏] تدبیر مى‏کند، و آیات [خود] را به روشنى بیان مى‏نماید، امید که شما به لقاى پروردگارتان یقین حاصل کنید.)

خَلَقَ السَّمَوَتِ بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا  وَ أَلْقَى‏ فىِ الْأَرْضِ رَوَسىِ‏َ أَن تَمِیدَ بِکُمْ وَ بَثَّ فِیهَا مِن کلُ‏ِّ دَابَّةٍ  وَ أَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَنبَتْنَا فِیهَا مِن کُلّ‏ِ زَوْجٍ کَرِیمٍ

(آسمانها را بى‏هیچ ستونى که آن را ببینید خلق کرد و در زمین کوه‏هاى استوار بیفکند تا [مبادا زمین‏] شما را بجنباند، و در آن از هر گونه جنبنده‏اى پراکنده گردانید، و از آسمان آبى فروفرستادیم و از هر نوع [گیاه‏] نیکو در آن رویانیدیم. )

در این دو آیه شریفه فوق آیا از عبارت" بِغَیرِْ عَمَدٍ تَرَوْنهََا" مردم زمان نزول این آیات آیا جاذبه زمین را می فهمیدند که ما می فهمیم؟ آیا می توان گفت چون آنها از این عبارت هیچ موقع جاذبه زمین را نمی فهمیدند پس ما نمی توانیم بگوئیم این آیات هیچ ارتباطی به جاذبه زمین ندارد چون مردم زمان نزول چنین چیزی از این آیات به ذهنشان متبادر نمی شد.

سوره نمل آیه 88

وَ تَرَى الجِْبَالَ تحَْسَبهَُا جَامِدَةً وَ  صُنْعَ اللَّهِ الَّذِى أَتْقَنَ کلُ‏َّ شىَ‏ْءٍ  إِنَّهُ خَبِیرُ  بِمَا تَفْعَلُونَ

(و کوه‏ها را مى‏بینى [و] مى‏پندارى که آنها بى‏حرکتند و حال آنکه آنها ابرآسا در حرکتند. [این‏] صُنعِ خدایى است که هر چیزى را در کمال استوارى پدید آورده است. در حقیقت، او به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است. )

در آیه شریفه فوق  از عبارت" هِىَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ " مردم زمان نزول چه چیزی را می توانستند بفهمند آیا می توانستند به حرکت زمین پی ببرند؟ قطعاً نمی توانستند، آیا می توان گفت چون مردم زمان نزول این آیه نمی توانستند از آیه حرکت زمین را بفهمند بنابر این ما هم نباید از آیه حرکت زمین را بفهمیم.

ادامه مبحث ان شاء الله در جلسه بعد