بسم الله الرحمن الرحیم

 

        

بنام خدای رحمتگر بر آفریدگان، رحمتگر بر ویژگان

 

 

رساله علمیّه(فقهی)

 

موضوع رساله:نماز و روزه در مناطق قطبین

 

 نگارنده:کاظم ندائی

 

 سال تدوین1387

 

 مقدمه

 

 دین اسلام دین جهانشمول است. دینی است که به منطقه خاص زمان ویا مکان خاصی تعلق ندارد.این چنین دینی باید بتواند تکلیف الهی هر مسلمانی را در هر زمان و مکانی که هست کاملا معین نماید.در این کره خاکی مناطقی وجود دارد مثل قطب شمال و قطب جنوب که در آنجا 6 ماه از سال شب و6 ماه از سال روز است.و همچنین مناطقی هست که 23 ساعت آن روز و تنها یک ساعت شب دارد و یا بر عکس.سوال این است اگر مسلمانی در آن جا زندگی کند نماز و روزه او چگونه باید باشد؟

 

این مسئله برای اولین بار در کتاب عروة الوثقی تألیف مرحوم سیّد محمّد کاظم طباطبایی یزدی مطرح شده و علمای بعد از آن بر آن حاشیه زده اند. و قبل از آن مرحوم، کسی اشاره ای به این مسئله نداشته است. همچنین در این مورد هیچ روایتی نداریم که برای ما راه گشا باشد.

 

این حقیر در این رساله علمیه در صدد پاسخ به این سوال بوده و نوع تحقیق اینجانب استدلالی- کتابخانه ای می باشد. در این رابطه از همه محققین وصاحبنظران محترم استدعا دارم نظر انتقادی و اصلاحی خود را در این مورد به اینجانب ارائه نمایند.

 

                           با تشکّر

 

                           کاظم ندائی

 

                           14/5/1387

 

 

 

خلاصه رساله

 

 این رساله علمیه  در باره نماز و روزه کسانی است که در مناطق قطبین زندگی می کنند،ما ابتدا اقوال مختلف را که هفت قول است آورده و به نقد اقوال پرداختیم سپس نظر نهایی خود را که کاملاً از آیات قرآن استنباط کرده ایم آورده ایم. و آن این است که این افراد باید ملاک خود را در باره نماز و روزه خود، افق شهر مکّه قرار دهند.

 

 



مسئله در عروةالوثقی

 

اذا فرض کون المکلف فی المکان الذی نهاره ستة اشهر و لیله ستة اشهر او نهاره ثلاثة و لیله ستة او نحو ذلک فلا یبعد کون المدار فی صومه و صلاَته علی البلدان المتعارفة المتوسطة مخیراً بین افراد المتوسط و اِمّا احتمال سقوط تکلیفهما عنه فبعید کاحتمال سقوط الصوم و کون الواجب صلاة یوم واحد و لیلة واحدة و یحتمل کون المدار بلده الذی کان متوطناً فیه سابقاً اِن کان له بلد سابق.(العروة الوثقی مسالة10)1

ترجمه:

چنانکه فرض بر این باشد که مکلفی در مکانی زندگی می کند که6 ماه از سال روز 6 ماه دیگر آن شب باشد و یا 3ماه از سال روز و 9 ماه شب باشد و...بعید نیست که ملاک در نماز و روزه این افراد سرزمینهای متعارف و واقع شده میان دو قطب باشد و این افراد مخیر باشند که برای نماز و روزه های خود یکی از سرزمینهای میانی را مبنا قرار دهد.امّا احتمال سقوط نماز و روزه نسبت به این افراد بعید است. همچنانکه احتمال سقوط روزه و وجوب نماز تنها یک روز و یک شب بعید به نظر می رسد.این احتمال نیز وجود دارد که ملاک سرزمینی باشد که قبلاً در آن زندگی می کرده البته اگر وطن سابقی داشته باشد.

 

اقوال مختلف در این مسئله

 

ما ذکره مشکل جداً و لا یبعد وجوب الهجرة الی بلاد یتمکن فیها من الصلاة و الصیام.(مرحوم آیت الله خوئی)2

ترجمه:

آنچه عنوان شده مشکلی جدی است و بعید نیست واجب بودن هجرت به سرزمینهایی که امکان نماز و روزه در آن مناطق باشد.

 

هذا اقرب الاحتمالات و لا یبعد ان یکون وقت الظهرین هو انتصاف النهار فی ذاک المحل و هو عند غایة ارتفاع الشمس فی ارض التسعین کما ان انتصاف اللیل عند غایة انخفاضها فیها (مرحوم امام خمینی)3

ترجمه:

این از نزدیکترین احتمالات است(سقوط نماز و روزه). و بعید نیست وقت ظهر که همان نیمه روز است در آن منطقه زمانی است که خورشید به حداکثر ارتفاع خود برسد و نصف شب آن زمانی است که خورشید به حداقل ارتفاع خود برسد.

 

1-السیّد یزدی « العروة الوثقی » ج 2 ص 227

2-السیّد یزدی « حاشیه العروة الوثقی » ج 3 ص 635       3- همان

 

لا یبعد الاحتمال الثانی من التفصیل بین الصوم و الصلاة لوجود الوقت فیها دون الصوم لعدم قدرته. (مرحوم آقا ضیاء)4

 

ترجمه:

احتمال دوم بعید نیست(سقوط نماز و روزه) ولی با تفصیل بین نماز و روزه  اینکه نماز را  به دلیل وقت داشتن باید انجام دهد و روزه به دلیل عدم توانایی به انجام آن ساقط است.

 

هذا الاحتمال اقرب الی العمل بالادلة و اِن کان خارجاً عن موضوعها(مرحوم حکیم)5

 

ترجمه:

این احتمال(سقوط نماز و روزه) نزدیکتراست به عمل به ادله گرچه از موضوع آن خارج است.

 

هذا الاحتمال لا بعد فیه بل هو الاظهر. (مرحوم شیرازی)6

 

ترجمه:

این احتمال(سقوط نماز و روزه) بعید نیست بلکه اظهر این است.

 

و یحتمل اجراء حکم اقرب الاماکن علیه مما کان له یوم و لیلة و لم یکن اخذهما قصیراً بحیث ینصرف عنه الاحکام. (مرحوم گلپایگانی)7

 

ترجمه:

احتمال دارد حکم آنجا مانند نزدیکترین مکانهایی باشد که روز و شب معمولی دارند و کسی نباید به صرف اینکه این احکام از آنها برداشته شده از انجام نماز و روزه کوتاهی کند.

 

لا یظهر لهذا وجه کیف و الصلوات الیومیة لها مواقیت معینة.(مرحوم حکیم)8

 

ترجمه:

اینکه باید (طبق نماز و روزه مناطق متعارفه) انجام داد دلیلی بر آن نیست زیرا کیفیت و نمازهای یومیة را زمانهای معینی است.

 

4- السیّد یزدی « العروة الوثقی » ج 3 ص 635        5- همان

6- همان 7- همان 8- السیّد محسن الحکیم«مستمسک العروة»ج 8 ص479

 

مسالة 58:اذا فرض کون المکلف فی مکان نهاره ستة اشهر و لیلة ستة اشهر مثلاً و تمکن من الهجرة الی بلد یتمکن فیه من الصلاة و الصیام وجبت علیه. و الاّ  فالاحوط هو الاتیان بالصلوات الخمس فی کل اربع و عشرین ساعة (مرحوم خویی)9

 

ترجمه:

اگر فرض شود مکلفی در مکانی زندگی می کند که 6 ماه روز و 6 ماه شب است و بتواند به جایی برود که نماز و روزه خود را به صورت متعارف انجام دهد واجب است که هجرت کند.و اِلاّ احتیاط آن است که نماز پنج گانه را در 24 ساعت انجام دهد.

 

مسالة88:اذا فرض کون المکلف فی مکان نهاره ستة اشهر و لیله ستة اشهرمثلاً فالاحوط له فی الصلاة ملاحظة اقرب الاماکن التی لها لیل و نهار فی کل اربع و عشرین ساعة.فیصلی الخمس علی حسب اوقاتها بنیة القربة المطلقة. و اَمّا فی الصوم فیجب علیه الانتقال الی بلد یتمکن فیه من الصیام اِمّا فی شهر رمضان او من بعده    و اِن لم یتمکن من ذلک فعلیه الفدیة بدل الصوم.و اَمّا اذا کان فی بلد له فی کل اربع و عشرین ساعة لیل و نهار- و اِن کان نهاره ثلاث و عشرین ساعة و لیله ساعة او العکس- فحکم الصلاة یدور مدار الاوقات الخاصة فیه.و اَمّا صوم شهر رمضان فیجب علیه أداؤه مع التمکن منه و یسقط مع عدم التمکن، فاِن تمکن من قضائه وجب، و اِلاّ فعلیه الفدیة بدله. (آیت الله سیستانی)10

 

ترجمه:

وقتی فرض شود مکلفی در جایی زندگی می کند که مثلاً 6 ماه روز و 6 ماه دیگر شب است، در مورد نماز احتیاط آن است که طبق نزدیکترین مناطقی که در آن مناطق شب و روزش 24 ساعته است انجام دهد، پس باید نمازهای پنجگانه را بر حسب اوقات مخصوص آنها به نیت قربة انجام دهد. و امّا در مورد روزه، بر او واجب است به مکانی برود که بتواند روزه بگیرد، یا در ماه رمضان ویا بعد آن.

و اگر امکان ندارد به جای روزه باید فدیه بدهد. و امّا اگر در جایی باشد که روز آن 23 ساعت و شب آن یک ساعت و یا برعکس است ، نماز را در آنجا باید طبق اوقات خاص خودشان انجام دهد، و امّا در مورد روزه ماه رمضان، اگر بتواند واجب است روزه بگیرد و اگر نتواند از او ساقط است. و اگر بتواند واجب است قضاء کند، و اِلاّ بدل از روزه باید فدیه بدهد.

 

9- السیّد خویی « منهاج الصالحین » ج 1 ص 432

10- السیّد علی سیستانی « منهاج الصالحین » ج 1 ص 467

 

نظر آیت الله مکارم:«اگر شما در آن یک ماه که آفتاب در بعضی از شهرهای کشور فنلاند غروب نمی کند در آنجا باشید می بینید که قرص کم رنگ آفتاب دائماً در کنار افق است و مانند عقربه ساعت در گردش می باشد و 24 ساعت طول    می کشد که یک دور کامل در افق بگردد، آهسته آهسته از سمت مشرق به جنوب و از آنجا به شمال و مجدداً به سوی نقطه شرق باز می گردد.

ولی توجه داشته باشید که قرص آفتاب گرچه دائماً در کنار افق دیده می شود ولی فاصله آن با افق در 24ساعت یکسان نیست یعنی گاهی کمی اوج می گیرد و بالا می آید و هنگامی که حداکثر اوج خود را طی کرد رو به طرف افق پایین می آید تا به حداقل برسد آنگاه مجدداً اوج می گیرد...

روی این حساب هنگامی که آفتاب به آخرین نقطه خود برسد نیمه روز آنجا محسوب می گردد. چون در این موقع آفتاب درست روی نصف النهارآنجا قرار دارد. به عبارت روشنتر وقتی آفتاب خوب بالا آمد ظهر آنجاست. و به این ترتیب هنگامی که آفتاب کاملاً پایین رفت (و به حداقل ارتفاع رسید) درست مطابق

نیمه شب آنجاست. و آن آفتاب کم ارتفاع همان آفتاب نیمه شب است.

بدیهی است روشنی هوا در 24ساعت در این نقاط یکنواخت نیست بلکه هنگامی که آفتاب بالا می آید و به اصطلاح روز آنجاست هوا کاملاً روشن می شود و هنگامی که آفتاب پائین می رود و به نزدیکی افق می رسد هوا کمی تاریک و مانند هوای گرگ و میش بین الطلوعین خودمان می گردد،و روی این حساب آنها هم برای خود روز و شبی دارند ولی نه مانند روز و شب ما.

از بیانات بالا به خوبی روشن شد که تشخیص وقت دقیق ظهر و نیمه شب در این نقاط کاملاً ساده است و همه کس می تواند با نصب یک شاخص کوچک از کم و زیاد شدن سایه آن ظهر و نیمه شب را تشخیص دهند یعنی هنگامی که سایه شاخص به حداقل رسید درست موقع ظهر و هنگامی که به حداکثر رسید نیمه شب است.

لابد خواهید گفت: فکرمان از نظر تشخیص ظهر و نیمه شب در این مناطق هنگامی که روزهای طولانی وجود دارد کاملاً راحت شد ولی هنگامی که شبهای طولانی بر این نقاط سایه افکنده است چه باید کرد؟

خوشوقتیم که به شما اعلام کنیم که حرکت ستارگان در این شبهای طولانی به دور افق نیز شبیه حرکت آفتاب در روزهای طولانی آنجاست.

واضحتر بگوئیم :ستارگان در آنجا کمتر طلوع و غروب دارند بلکه چنین به نظر می رسند که دسته جمعی دور تا دور افق را گردش می کنند. منتها حرکات آنها هم دور افق یکسان نیست گاهی کمی اوج می گیرند و سپس پائین به طرف افق میآیند به طوری که اگر یک ستاره را در کنار افق نشانه کنیم هنگامی که به حداکثر ارتفاع خود رسید حتماً روی خط نصف النهار و درست هنگام ظهر است و موقعی که به حداقل ارتفاع خود رسید درست نیمه شب می باشد.

 

این موضوع را هم نباید هرگز از نظر دور داشته باشید که تیرگی هوای شبهای طولانی آنجا در بیست و چهار ساعت یکسان نیست،گاهی هوا کمی روشن میشود(مانند هوای گرگ و میش بین الطلوعین) و آن روز آنجا محسوب می گردد و سپس رو به تاریکی کامل می رود که شب واقعی آنجا می باشد.»11

آیت الله مکارم در جای دیگر این کتاب چنین نوشته اند:«تنها چیزی که باقی

می ماند به دست آوردن آغاز روز(طلوع صبح) و پایان روز (غروب آفتاب) است زیرا فرض این است که آفتاب در این یک ماه یا بیشتر در آنجا غروب و طلوع ندارد و دور افق در گردش است.

راه تشخیص آن هم رجوع به وضع روز وشب در مناطق معتدلهاست به عبارت ساده تر، اگر آنها تقویم ساده ای نظیر آنچه در آغاز ماه رمضان در محیطهای ما منتشر می شود در دست داشته باشند می توانند بر طبق آن عمل نمایند. و باز به عبارت روشنتر،آنها می توانند با اذان صبح که از رادیوی مناطق معتدله پخش

می شود روزه بگیرند و با اذان مغرب این مناطق افطار کنند.»12

 

خلاصه اقوال

1- ساقط بودن تکلیف نماز و روزه

2- روزه ساقط است و در تمام ماه هایی که روز است تنها نماز یک روز و در تمام ماه هایی که شب است تنها نماز یک شب واجب است.

3- ملاک وطن سابق است(اگر وطن سابقی داشته باشد).

4- ملاک سرزمینهای معمولی است و مخیر است که یکی از بلاد معمولی میان قطبین را مبنا قرار دهد.

5- اگر بتواند واجب است هجرت کند و اگر نتواند نمازهای پنج گانه را در 24ساعت انجام دهد.

6- نماز را طبق نزدیکترین مناطق معمولی انجام دهد، و برای روزه واجب است هجرت کند و اگر نتواند فدیه بدهد.

7- با استفاده از حرکت خورشید و ستارگان روزه و نماز را انجام دهد.

 

11- مکارم شیرازی «معراج- شق القمر-عبادت در قطبین» ص 131تا135

12-همان  ص142

 

نقد و بررسی اقوال

اشکالات قول شماره یک

1- با اطلاقات ادله کتاب و سنت قطعیّه کاملاً منافات دارد.برای نمونه آیاتی را

ملاحظه فرمائید.

...فاقیموا الصلوة ان الصلوة کانت علی المومنین کتاباً موقوتا.13

ترجمه:

(پس نماز را به پا دارید زیرا نماز بر مؤمنان،در اوقات معین واجب است.)

این آیه اطلاق دارد بر واجب بودن نماز بر هرکس که مؤمن است،قطع نظر از زمان و مکان زندگی او.

 ذالک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین. الذین یؤمنون بالغیب و یقیمون الصلوة...14

طس تلک ءایات القرءان و کتاب مبین.هدی و بشری للمؤمنین.الذین یقیمون الصلوة...15

تلک ءایات الکتاب الحکیم.هدی و رحمة للمحسنین.الذین یقیمون الصلوة...16

ترجمه:

(آن کتابی است که در آن هیچ شک مستندی نیست و هدایت پرهیزکاران است.

کسانیکه به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند.

طس آن آیات قرآن و کتاب روشنگر است. هدایت و بشارتی برای مؤمنان است.آنان که نماز را به پا می دارند.

آن آیات کتاب پر از حمت است.هدایت و رحمتی برای نیکوکاران است.آنان که نماز را به پا می دارند.)

 

همانگونه که ملاحظه می فرمائید در آیات فوق هدایت قرآن مخصوص پرهیزکاران

مؤمنان و نیکوکاران است،و آنان هم کسانی می باشند که از مهمترین اعمال آنها اقامه نماز است. و اگر بپذیریم که نماز در منطقه ای به طور کامل ساقط شود،یعنی این که خداوند رحمان این هدایت خود را برای عدّه ای از بندگان مؤمن مسلمان خود که در قطبین زندگی می کند نخواهد، واین با عدالت و همچنین رحمانیت خدا سازگار نیست.

 

13- سوره نساء:4،آیه 5

14- سوره بقره:2،آیه 2-3

15- سوره نمل:27،آیه 1-3

16- سوره لقمان:31،آیه 2-3-4

 

 

 

 

انما المؤمنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ءایاته زادتهم ایماناً و علی ربهم یتوکلون.الذین یقیمون الصلوة...اولئک هم المؤمنون حقاً لهم درجات عند ربهم و مغفرة و رزق کریم.17

 (مؤمنان تنها همان کسانی هستند که هنگامی که خدا یاد شود دلهایشان بهراسد و چون آیات او بر آنان خوانده شود بر ایمانشان بیفزاید و بر پروردگارشان توکّل

می کنند.کسانی که نماز را بر پا می دارند...مؤمنان حقیقی آنها هستند،برای آنها درجاتی نزد پروردگارشان، آمرزش و روزی کریمانه است.)

 

بر اساس آیات مذکور یکی از مهم ترین اعمال مؤمن های حقیقی اقامه نماز است.

و مؤمن حقیقی شایستگی درجه ، مغفرت الهی و رزق کریم را دارد، و خدا چرا مؤمن مسلمان که در قطبین زندگی می کند از این فیض عظمای خود محروم کند؟

یا ایها الذین ءامنوا کتب علیکم الصّیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلّکم تتقون.18

...فمن کان منکم مریضاً او علی سفرٍ فعدة من ایّام اخر...19

...فمن شهد منکم الشّهر فلیصمه...20

ترجمه:

(ای کسانی که ایمان آورده اید روزه بر شما واجب شد چنان که بر امّتهای قبل از شما واجب بود شاید که پرهیزگار شوید.

هر کس از شما مریض یا در سفر باشد چند روز از روزهای دیگر روزه بگیرد.

هر کس از شما(مسلمانان) ماه رمضان را یافت روزه بگیرد.)

این خطاب یا ایهالذین آمنوا منظور چه کسانی است آیا فقط مسلمانان زمان پیامبر مخاطب قرار گرفته؟ و یا هم مسلمانان زمان پیامبر و مسلمانان آینده را شامل است؟و یا این خطاب به مسلمانانی است که در منطقه ای خاصّی مثل مناطقی که در آنجا خورشید به طور معمولی طلوع و غروب دارد و دیگرانی که در مناطق غیر متعارف مثل قطبین زندگی می کنند را شامل نمی شود؟ در جواب باید گفت اطلاق آیه کاملاً مشخص می کند که این خطابات عامّ است و دیگر اینکه اگر خطابات عام نباشد با جهانی بودن دین اسلام که قرآن در آیات مختلف مثل...اوحی الیّ هذا القرءان لانذرکم به و من بلغ...(این قرآن به من وحی شده است که شما مسلمان و هر کس که این پیام به او برسد هشدار دهم) به آن اشاره کرده منافات دارد.پس این وجوب روزه برای مسلمانان قطبین هم هست . و دیگر اینکه یکی از مهمترین اثرات روزه داری که قرآن اشاره نموده تقوی و پرهیزکاریاست ، چرا باید مسلمانان قطبین از این موهبت الهی محروم باشند؟

 

17- سوره انفال:8،آیه 2-3-4

18- سوره بقره:2،آیه 183

19- همان آیه 184        20- همان آیه 185

 

و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله امراً ان یکون لهم الخیرة من امرهم و من یعص الله و رسوله فقد ضلّ ضلالاً مبیناً.21

ترجمه:

(و هیچ مرد وزن مؤمنی را نرسد که چون خدا و رسولش به کاری فرمان دهند،برای آنها در کارشان اختیاری باشد.

و هر کس خدا و رسولش را نافرمانی کند، قطعاً دچار گمراهی آشکاری گردیده است.)

توجه می فرمائید که روزه گرفتن بر طبق آیات الهی بر مسلمانان واجب گردیده.

و این حکم الهی را کسی حق ندارد عمل نکند و بر هر مسلمانی در هر جایی که زندگی می کند واجب است که روزه بگیرد،اِلاّ ما خَرَجَ بالدَّلیل.

تبارک الذی نزّل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیراً.22

اولئک الّذین هدی الله فبهداهم اقتده قل لا اسئلکم علیه اجراً اِن هو الاّ ذکری للعالمین.23

و ما تسئلهم علیه من اجر ان هوالاّ ذکرللعالمین.24

و ما ارسلناک اِلاّ رحمة للعالمین.25

:و ما ارسلناک الاّ کافة للناس بشیراً و نذیراً و لکنّ اکثر النّاس لایعلمون.26

ترجمه:

(مبارک است خدایی که بر بنده خود فرقان[کتاب جدا کننده حق و باطل] را نازل کرد تا برای جهانیان هشدار دهنده باشد.

آنان کسانی بودند که خدا هدایتشان کرده،پس به هدایت آنها اقتدا کن.بگو:من برای این رسالت از شما مزدی نمی خواهم،که این جز پندی برای جهانیان نیست.

و تو بر این کار پاداشی از آنها نمی خواهی این قرآن جز پندی برای جهانیان نیست.

و ما تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم.

و ما تو را نفرستادیم جز بشارتگر و هشداردهنده برای همه مردم لیکن بیشتر مردم نمی دانند.)

با توجّه به آیات فوق و آیات مشابه آن این قرآن و احکام آن برای جهانیان است یعنی دینی است که به زمان خاصّی و یا مکان خاصّی تعلق ندارد. و مناطق قطبین هم که خارج از این جهان نیست تا احکام جهانشمول قرآنی متعلق به مردمان آن نگردد.

 

21- سوره احزاب:33،آیه 36         22- سوره فرقان:25،آیه 1

23- سوره انعام:6،آیه 90             24- سوره یوسف:12،آیه 104

25- سوره انبیاء:21،آیه 107

26- سوره سباء:34،آیه 28

 

 

اشکالات قول شماره دوّم:

راجع به ساقط بودن روزه می توان به همان آیات و ادلّه ای که بر بطلان قول شماره یک آوردیم بسنده کرد و برای جلوگیری از اطاله و تکرار مطلب از آوردن مجدد آن خودداری می نمایم.

و امّا در جواب اینکه در تمام مدت روز[ چند ماهه] تنها نماز یک روز ودر تمام مدت شبِ[چند ماهه] تنها نماز یک شب واجب است. می توان گفت آنچه از آیات استفاده می شود، روز و شبی که در قرآن آمده منظور روز و شب متعارف و معمولی است مثل اَمّن هو قانت ءاناء الّیل ساجداً و قائماً(یا آن کسی که او در طول شب در سجده و قیام برای خدا خاشع است.)   شب و روز غیر متعارف که مدّت آن چندین ماه است هرگز منظور نیست.

دوّم اینکه ما هیچ دلیلی از ادلّه و یا اصل عملی نداریم که برای  مدّت یک سال فقط 17 رکعت نماز واجب باشد.

همچنین اقامه نماز به این صورت که مثلاً در مدّت چند ماه شب تنها 3 رکعت نماز مغرب و 4 رکعت نماز عشاء و... واجب باشد در هیچ آیه و حدیثی نیامده  و هیچ دلیل شرعی بر آن نداریم.

اشکالات قول سّوم:

در جواب قولی که قائل است  اگر وطن سابقی داشته باشد ملاک همان وطن سابق است. می گوئیم اولاً طلوع و غروب هر مکانی برای خود آن مکان ملاک می باشد مگر اینکه از خود قرآن و یا سنت قطعیه استفاده شود که طلوع و غروب مکان سابق برای مکان بعدی  هم ملاک است  و ما چنین دلیلی نداریم.

و همچنین اصل عملی استصحاب هم در این مورد جایی ندارد.اولآً استصحاب مکان سابق با تغییر به مکان جدید از بین می رود، ثانیاً ما در این مورد دلیل داریم[در ادامه مقاله می آوریم] و با بودن دلیل اصل عملی جاری نیست.

اشکالات قول چهارم:

اینکه  بلاد متعارف نزدیک به قطب ملاک باشد هم نمی تواند درست باشد. زیرا هیچ دلیلی چه در کتاب و چه در سنت و همچنین اجماع و عقل بر آن نداریم، ودر باره روزه هم حدیث(صمّ للرویهَ و افطر للرویهَ) هیچ قید دیگری ندارد مثل اینکه بفرماید،روزه بگیرید تا رویت هلال مناطق دیگر، و نیز حدیث ( انما علیک مشرقک و مغربک) اشاره به این دارد که طلوع و غروب هر مکانی فقط برای خود آن مکان ملاک است مگر اینکه دلیل خارجی داشته باشیم و اطلاق آیات هم اشاره به این مورد دارد مثل:

و اقم الصلاة طرفی النهار و زلفاً من الّلیل...(و نماز را به پا دارید در دو طرف روز و اوایل شب)27

 

27- سوره هود:11،آیه 114

 

 

اقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق الّلیل...(نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکی شب به پا دار)28

توجّه می فرمایید که آیات مطلق گفته و قیدی ندارد و نیز مخا َطب آیات، همه مسلمانان است با طلوع و غروب محل زندگی خودشان.

اشکالات قول پنجم:

قولی که قائل به وجوب هجرت واقامه نمازها در 24ساعت است هم نمی تواند قول درستی باشد.اوّلاً این قول هم مثل اقوال دیگری که اشاره شد هیچ دلیلی از کتاب و سنت قطیّه بر آن نداریم.ثانیاً ما افعال خود را بر طبق اوامر شرع مقدس باید انجام دهیم. یخافون ربهم من فوقهم و یفعلون ما یومرون(آنها تنها از مخالفت پروردگار خود که حاکم بر آنهاست ترسان و آنچه فرمان یافته اند عمل میکنند)29

...لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یومرون(از آنچه خدا به آنان دستور داده سرپیچی نمی کنند و آنچه را که مأمور می شوند انجام می دهند)30

...فافعلوا ما تومرون(آنچه به شما دستور داده شده انجام دهید)31

ثالثاً با جهانی بودن دین اسلام که آیات آن گذشت سازگاری ندارد و اینهمه برای علم و اهمیّت یادگیری آن به ما دستور رسیده مثل اطلبوا العلم ولو بالصین که منظور ازچین فقط چین نیست بلکه هر مکان دوری را می تواند شامل شود.

رابعاً زمانی می رسد که شاید به دلیل کثرت جمعیت کره زمین بشر مجبور به مسافرت به کرات دیگری مثل مریخ گردد که شب و روز آنجا کاملاً با کره زمین تفاوت داردآیا می توان چنین سفری را حرام اعلام کرد؟ اگر چنین باشد چگونه دین اسلام دین جهانی است؟!

خامساً دین اسلام نه تنها دین این کره خاکی است و باید جوابگوی همه مکانها و همه زمانها در کره زمین باشد بلکه دین سایر کرات (که در آنجا موجودات ذی شعوری زندگی می کنند) هم هست، چون آیاتی که راجع به جهانشمولی این دین سخن گفته کلمه للعالمین(برای جهان ها) را آورده نه للعالم (برای جهان) مثل:

ان هو الاّ ذکر للعالمین 32   وما ارسلناک الاّ رحمة للعالمین.33

 

28- سوره اسراء:17،آیه 78

29- سوره نحل:16،آیه 50

30- سوره تحریم:66،آیه 6

31- سوره بقره:2،آیه 68

32- سوره ص:38،آیه 87

33- سوره انبیاء:21،آیه 107

 

 

اشکالات قول ششم:

قول ششم از یک جهت مثل اقوال چهارم و پنجم است که جواب آن گذشت و دیگر تکرار نمی کنیم. ودیگر اینکه این قول در صورت ناتوانی به هجرت از مناطق قطبین به جای روزه گرفتن فدیه دادن را واجب میداند. به چند دلیل این قول هم نادرست است.

اولاً خود شارع مقدس فدیه را مشخص کرده که درچه مواقعی واجب می شود

...و علی الذین یطیقونه فدیة...(و بر کسانی که روزه برآنها طاقت فرساست واجب است فدیه بدهند) همانگونه که توجه می فرمائید فدیه برای کسانی واجب است که به دلایلی مثل پیری و... نتوانند روزه بگیرند نه اینکه برای مناطقی مثل قطبین باشد که هیچ کس توانایی آن را ندارد که روز طولانی در آنجا را روزه بگیرد. از توجه به آیه هم چنین فهمیده می شود که روی سخن براشخاص ناتوان(علی الذین یطیقونه)

است نه روی مکانی که نتوان روزه گرفت.(دقت فرمایید)

ثانیاً مثل اقوال دیگر هیچ دلیلی بر آن نداریم.

اشکالات قول هفتم:

این قول هم که می گوید با استفاده از حرکت خورشید و ستارگان نماز و روزه را انجام دهد به چند دلیل نمی تواند صحیح باشد.

اولاً برای این قول هم هیچ دلیلی از کتاب و سنت نداریم.

ثانیاً این عمل عسر و هرج آور است، زیرا شب های طولانی مثلاً در قطب جنوب بسیار سرد و گاهی به 80 درجه زیر صفر هم می رسد، بیرون رفتن برای شناسایی ستاره ای و یافتن حداقل و حد اکثر ارتفاع آن در آسمان بسیار سردِ قطب، خیلی سخت و طاقت فرسا می باشد.

ثالثاً با بسیاری از آیات قرآن منافات دارد چون خصوصیّاتی که در روز و شبی که قرآن به آن اشاره کرده با خصوصیات روز و شب قطبین متفاوت است مثلاً قرآن می فرماید:اقم الصلاة لدلوک الشمس الی غسق اللیل34

 (نماز را از زوال خورشید تا نهایت تاریکی شب بر پا دار)

 در این آیه کریمه غسق به معنی تاریکی مطلق است و تاریکی را که مثل هوای گرگ و میش باشد و در یکی از اقوال به آن اشاره شده بود هرگز غسق گفته

نمی شود.

 

34- سوره اسراء:17،آیه 78

 

نظر نهایی ما در این مورد:

ملاک برای مناطق قطبین و یا هر منطقه ای که شب و روز غیر معمول دارند برای انجام روزه و نماز شهر مکّه است.

قبل ازپرداختن به استدلال، مقدماتی را می آوریم.

1- شب و روزی که در قرآن آمده شب و روز معمولی است نه غیر معمول. و آیاتی که در این مورد می باشد عبارتند از:

لیل(زمان استراحت)

فالق الاصباح و جعل الّیل سکناً...(او شکافنده صبح است و شب را مایه آرامش قرار داده است)35

هو الذی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه...(او کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن آرامش بیابید)36

و هو الذی جعل لکم الّیل لباساً و النوم سباتاً...(و او کسی است که شب را برای شما لباس قرار داد و خواب را برای استراحت)37

اَلم یروا انّا جعلنا الّیل لیسکنوا فیه...(آیا ندیده اند که ما شب را پدید آوردیم تا در آن بیارامند)38

و من رحمته جعل لکم الّیل و النهار لتسکنوا فیه...(و از رحمت اوست که برای شما شب و روز قرار داد تا در آن آرامش داشته باشید)39

و من آیاته منامکم بالّیل...(و از نشانه های او خواب شما در شب است)40

الله الّذی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه...(خداوند کسی است که شب را برای شما آفرید تا در آن بیارامید)41

و جعلنا نومکم سباتاً.و جعلنا الّیل لباساً(و خواب شما را مایه آرامشتان قرار دادم.

و شب را پوششی برای شما آفریدم)42

 

35- سوره انعام:6،آیه 96

36- سوره یونس:10،آیه 67

37- سوره فرقان:25،آیه 47

38- سوره نمل:27،آیه 86

39- سوره قصص:28،آیه 73

40- سوره روم:30،آیه 23

41- سوره غافر:40،آیه 61

42- سوره نباء:78،آیه 9-10

 

لیل(زمان معمولی)

قالوا یا لوط انّا رسل رّبک لن یصلوا الیک فاسر باهلک بقطع من الّیل...(گفتند:ای لوط ما فرستادگان پروردگار توییم.آنها هرگز به تو دست نخواهند یافت. پس در دل شب خانواده ات را حرکت ده)43

و اقم الصلوة طرفی النهار و زلفاً من الّیل...(و در دو طرف روز و اوایل شب نماز را برپا دار)44

فاسر باهلک بقطع من الّیل...(بنابراین در دل شب خانواده ات را حرکت ده)

سبحان الذی اسری بعبده لیلاً من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی...(منزّ است آنکه بنده خویش را شبی از مسجد الحرام به سوی مسجدالاقصی...حرکت داد)45

و من الّیل فتهجّد به نافلة لک عسی ان یبعثک ربّک مقاماً محموداً(و پاسی از شب را زنده بدار که نافله مخصوص توست،باشد که پروردگارت تو را به مقام محمود برساند.)46

اَمّن هو قانت ءاناءَ الّیل ساجداً و قائماً...(یا آن کسی که در طول شب در سجده و قیام اطاعت می کند)47

فاسر بعبادی لیلاً انّکم متّبعون(بندگان مرا شبانه حرکت بده که شما مورد تعقیبید)48

و من الّیل فسبّحه و ادبار السّجود(ودر بخشی از شب و بعد از سجود تسبیح کن)49

فان استکبروا فالّذین عند ربک یسبّحون له بالّیل و النهار و هم یسأمون(پس اگر تکبر کردند،کسانی نزد پروردگار تو هستند که شب و روز برای او تسبیح

 می کنند و خسته نمی شوند)50

کانوا قلیلاً من الّیل ما یهجعون(آنها اندکی از شب را می خفتند)51

قم الّیل الاّ قلیلاً(شب را جز اندکی برای عبادت برخیز)52

انّ ناشئة الّیل هی اشدّ وطئاً و اقوم قیلاً(مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و

با استقامت تر است)53

 

43- سوره هود:11،آِه 81

44- همان ،آیه 14

45- سوره اسراء:17،آیه 1

46- همان ،آیه 79

47- سوره زمر:39،آیه 9

48- سوره دخان:44،آیه 23

49- سوره ق:50،آیه 40

50- سوره فصلت:41،آیه 38

51- سوره ذاریات:51،آیه 2

52- سوره مزمل:73،آیه 2       53- همان ،آیه 6

 

انّ ربّک یعلم انّک تقوم ادنی من ثلثی الّیل و نصفه و ثلثه،وطائفة من الذین معک والله یقدّر الّیل و النهار علم ان لن تحصوه فتاب علیکم فاقرءوا ما تیسّر من القرآن علم ان سیکون منکم مرضی و ءاخرون یضربون فی الارض یبتغون من  فضل الله و ءاخرون یقاتلون فی سبیل الله فاقرءوا ما تیسّر منه و اقیمواالصلاة..

(قطعاً پروردگارت می داند که تو نزدیک به دو ثلث از شب و گاه نصف آن یا ثلث آنرا به عبادت برمی خیزی و گروهی از کسانی که با تو هستند نیز چنین میکنند خداست که اندازه شب و روز را اندازه گیری می کند.می داند که شما نمی توانید حساب آنرا برای عبادت اندازه گیری کنید پس شما را بخشید.اکنون هرچه برای شما میسّر است قرآن بخوانید.خدا آگاه است که گروهی از شما بیمار خواهند شد و گروه دیگری در پی کسب روزی خدا سفر می کنند و گروهی در راه خدا جهاد می کنند.پس هر چه میسّر شد از آن بخوانید و نماز برپا دارید...)54

و من الّیل فاسجد له و سبّحه لیلاً طویلاً(و پاسیاز شب را برای او سجده کن و بخشی طولانی از شب،او را تسبیح گوی)55

 

لیل(غروب خورشید)

فاصبر علی ما یقولون و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشّمس و قبل غروبها و من ءانای الّیل فسبّح و اطراف النهار لعلّک ترضی (پس بر آنچه می گویند صبورباش

و پیش از طلوع و قبل از غروب آن،پروردگارت را تسبیح گوی،و ازساعات شب

حوالی روز به نیایش پرداز که از الطاف الهی خشنود گردی)56

فاصبر علی ما یقولون و سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الّشمس و قبل الغروب

(پس بر آنچه می گویند صبرکن و پیش از برآمدن آفتاب و قبل از غروب به ستایش پروردگارت تسبیح گوی)57

 

لیل (ظلمت آن)

...کانّما اغشیت وجوههم قطعاً من الّیل مظلماً...(گویی چهره هایشان با پاره هایی از شب ظلمانی پوشیده شده است)58

اقم الصلوة لدلوک الشّمس الی غسق الّیل...(نماز را از زوال آفتاب تا نهایت تاریکی شب برپادار)59

 

54- سوره مزمل:73،آیه 20

55- سوره انسان:76،آیه 26

56- سوره طه:20،آیه 130

57- سوره ق:50،آیه 39

58- سوره یونس:10،آیه 27

59- سوره اسراء:17،آیه 78

 

و ءایة لهم الّیل نسلخ منه النهار فاذاهم مظلمون(و نشانه دیگربرای آنها شب است که روز را از آن برمی کنیم و ناگاه آنان در تاریکی فرو می روند)60

و اغطش لیلها و اخرج ضحها(و شبش را تاریک و روزش را نمایان کرد)61

لیل(پوشش)

و هو الّذی جعل لکم الّیل لباساً...(و او کسی است که شب را برای شما پوشش قرارداد)62

و جعلنا الّیل لباساً(و شب را پوششی قرار دادیم)63

والّیل اذا یغشها(قسم به شب وقتی زمین را بپوشاند)64

والّیل اذا یغشی(قسم به شب در آن هنگام که فراپوشد)65

نهار(زمان کسب روزی)

و هو الّذی یتوفکم بالّیل و یعلم ما جرحتم بالنّهار...(و اوست که روح شما را شبانگاه بر می گیرد و آنچه را در روز کرده اید می داند...)66

و من رحمته جعل لکم الّیل و النهار لتسکنوا فیه و لتبتغوا من فضله ولعلّکم تشکرون(و از رحمت خداست که شب و روز را برای شما قرار داد تا در آن بیارامید و هم برای بهره گیری از فضل خدا تلاش کنید و شاید شکر گزار باشید)67

و من ءایاته منامکم بالّیل والنّهار و ابتغاؤکم من فضله..(و از آیاتش خواب شما در شب و روز است و تلاش و کوششتان برای بهره مندی از فضل او)68

و جعلنا النّهار معاشاً(و روز را برای کسب و کار ساختیم)69

هو الذی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه و النهار مبصراً...(اوست که شب را برای شما پدید آورد تا در آن بیارامید و روز را روشن گردانید)70

الم یروا انّا جعلنا الّیل لیسکنوا فیه و النهار مبصراً...(آیا ندیده اند که ما شب را قرار دادیم تا در آن بیاسایند و روز را روشنی بخش گردانیدیم)71

الله الذی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه و النّهار مبصراً...(خداست که شب را برای شما قرار داد تا در آن بیارامید و روز را روشن ساخت)72

واغطش لیلها و اخرج ضحها(و شبش را تاریک و روزش را نمایان کرد)73

والنّهار اذا جلّها(قسم به روز چون آنرا هویدا سازد)74

والنّهار اذا تجلّی(قسم به روز آنگاه که تجلی کند)75

 

60- یس:36،آیه 37           61- نازعات:79،آیه 29

62- فرقان:25،آیه 47        63- نباء:78،آیه 10

64- شمس:91،آیه 4          65- لیل:92،آیه 1

66- انعام:6،آیه 60           67- قصص:28،آیه 73

68- روم:30،آیه 23          69- نباء:78،آیه 11

70- یونس:10،آیه 67        71- نمل:27،آیه 86          72- عافر:40،آیه 61

73- نازعات:79،آیه 29     74- شمس:91،آیه 3          75- لیل:92،آیه 2

 

نهار(طلوع خورشید)

...سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشّمس...(پیش از طلوع آفتاب پروردگارت راتسبیح گوی)76

...سبّح بحمد ربّک قبل طلوع الشّمس...(پیش از برآمدن آفتاب پرودگارت را تسبیح گوی)77

توجه به آیاتی که  به شب و روز اشاره شده ما را به این مطلب می رساند که منظور قرآن شب و روز معمولی است نه هر شب و روز غیر معمول مثلاً آیاتی که شب را به عنوان زمان استراحت انسانها معرفی می نماید هرگز شب چندین ماهه نیست. و نیز آیاتی را که یکی از صفات شب را ظلمت  می داند با شبی که در بعضی از اقوال تاریکی شب را مثل هوای گرگ و میش می داند نمی تواند سازگار باشد.و همچنین آیات کریمه ای که در آنها اشاره به قیام و قعود مؤمنان برای عبادت در طول زمان شب می کند،هر کسی می فهمد که شب بسیار طولانی را نمی گوید

چون هیچ کس قادر نیست این عبادت طولانی مدّت را انجام دهد.

در مورد کلمه نهار(روز) نیز از آیات مختلف فهمیده می شود که همان روز معمولی است.مثلاً آیاتی که روز را زمان کسب و کار می داند،طول این روز نمی تواند چند ماه باشد.و آیاتی که در آنها برای روز،به طلوع خورشید اشاره شده است با روزی که در زمان شبهای طولانی قطبین در بعضی از اقوال است که هرگز خورشیدی طلوع نمی کند نمی تواند یکسان باشد.

2-مکّه امّ القری است.

و هذا کتاب انزلناه مبارک مصدّق الّذی بین یدیه و لتنذر امّ القری و من حولها والّذین یؤمنون بالاخرة یؤمنون به و هم علی صلاتهم یحافظون

(و این کتابی که ما نازل کردیم،مبارک و تصدیق کننده کتابهایی است که پیش از آن آمده و برای این است که ام القری[ مردم مکه] و حومه آنرا هشدار دهی،و کسانی که به آخرت ایمان دارند به قرآن ایمان می آورند،و آنها بر نمازهای خود مراقبت دارند.)78

وکذلک اوحینا الیک قرآناً عربیّاً لتنذر امّ القری و من حولها و تنذر یوم الجمع لا ریب فیه فریق فی الجنّة و فریق فی السّعیر

(و بدین سان قرآن عربی را به تو وحی کردیم تا امّ القری[مردم مکه] و هر که را

پیرامون آن است بیم دهی وآنها را از روزی که همه خلایق در آن جمع میشوندکه شک و تردیدی در آن نیست بترسانی،گروهی در بهشت و گروهی در دوزخند)79

 

76- طه:20،آیه 130

77- ق:50،آیه 39

78- انعام:6،آیه 92

79- شوری:42،آیه 7

 

3- بعضی از آیات متشابهات و بعضی از آیات محکمات هستند، آیات محکمات را امّ الکتاب می نامند.

هو الّذی انزل علیک الکتاب منه آیات محکمات هنّ امّ الکتاب و اخر متشابهات فامّاالذین فی قلوبهم زیغ فیتّبعون ما تشابه منه ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الاّ الله والراسخون فی العلم یقولون آمنّا به کلّ من عند ربّنا و ما یذکّرالاّ اولوالالباب

(اوست که این کتاب را بر تو نازل کرد که بعضی از آیات محکم[آیاتی که هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر با ارجاع به این آیات برطرف می گردد] و بعضی از آیات متشابه[دارای تاؤیل های مختلف] هستند، امّا آنهایی که در قلوبشان انحراف است به دنبال آیات متشابه هستند تا فتنه گری کنند.در حالی که تاؤیل آنرا جز خدا و راسخان در علم نمی دانند، آنها گویند: ما به آن ایمان آوردیم،همه از جانب پروردگار ماست و جز صاحبان خرد متذکّر نمی شوند.)80

استدلال:

مکّه امّ القری است،و همان گونه که آیات متشابه را که معانی آن مختلف و مشکل است را به امّ الکتاب ارجاع می دهیم و از آن کمک می گیریم مناطقی که در جهان شب و روز آنها غیر معمولی است و انجام عبادات مثل نماز و روزه در آنجا غیر ممکن و یا عسر و هرج باشد  ملاک آنها شهر مکّه می باشد وباید به آن ارجاع داده  شوند(صغری)

شب و روز در مناطق قطبین غیر معمول است(کبری)

در مناطق قطبین  ملاک  مکّه است و اوقات عبادات به آن ارجاع میشود(نتیجه)

همان طور که ملاحظه می فرمایید هم صغری مسئله و هم کبری مسئله، علمی و یقینی است، چون از نص کتاب الله استفاده شده ،بنابراین نتیجه آن نیز یقینی خواهد بود،نه ظنّی که طبق آیات قرآن ظن حجّت نیست انّ الظن لا یغنی من الحقّ شیئاً

و همچنین می توان گفت حتّی درکرات دیگری هم که شب و روز آنها کاملاً با کره زمین فرق دارد اگر روزی مسلمانان به آن کرات مسافرتی داشته باشند می توانند در باره نماز و روزه خود ملاک را شهر مکّه قرار دهند.

 

80- آل عمران:3،آیه 7

 

فهرست منابع

 

1-   قرآن کریم

2-   العروة الوثقی- السیّد محمّد کاظم الطباطبائی الیزدی-چاپ دوم- موسسة الاعلمی- بیروت،لبنان

3-   همان- موسسه نشر اسلامی قم

4-   مستمسک العروة الوثقی- آیت الله العظمی السیّد محسن الطباطبائی الحکیم-چاپ چهارم- مطبعة الاداب- نجف الاشرف- 1391هق

5-   معراج شقّ القمر عبادت در قطبین- آیت الله العظمی مکارم شیرازی- چاپ ششم- انتشارات نسل جوان- 1371هش

6-   منهاج الصالحین- آیت الله العظمی السیّد ابوالقاسم الموسوی الخوئی

7-   منهاج الصالحین- آیت الله العظمی السیّد علی الحسینی السیستانی



دین جهانی   , فقه قرآنی