رساله علمیّه(فقهی)

 

 

 

مو ضوع رساله: عید فطر در جهان اسلام

با توجّه به قرآن و روایات

 نگارنده: کاظم ندائی

 سال تدوین: 1388

 

                                            بسم الله الرّحمن الرّحیم

عید فطر و عید قربان دو عید بزرگ جهان اسلام می باشند و هر ساله مسلمانان جهان در سرتاسر گیتی مراسم این دو اعیاد را برگزار می نمایند. مسئله ای که هست در باره عید فطر است که بعضی سالها تا سه روز متوالی در جاهای مختلف به عنوان عید فطر اعلام می دارند. مثلاً سال گذشته یک روز عید فطر در کشور لیبی و روز بعد عید فطر در کشور عربستان و روز بعد از آن عید فطر در کشور ایران اعلام شد. یا چندین سال قبل در خود ایران روز عید فطر دو روز شده بود به این صورت که عدّه ای که مقلد یک مرجع تقلیدی بودند یک روز بعد از افراد دیگر عید فطر گرفتند حتی در خود بازار تهران یک عدّه ای روزه بودند و عدّه ای دیگر در نماز عید فطر شرکت کرده بودند.اینحقیر در این رساله فقهی به مسئله این دو عید مخصوصاً عید فطر خواهم پرداخت و از صاحب نظران و مجتهدین محترم استدعا دارم که از نظر و نقد منصفانه خود برای بهبود و رونق بخشی به این بحث فقهی دریغ ننمایند.

                                               با تشکر

                                             کاظم ندئی

بحث مورد نظر این است که آیا  روزعید فطر در جهان اسلام باید بر طبق افقهای مختلفی که در مناطق مختلف وجود دارند باید فرق داشته باشد یا همه از یک افق واحد(افق شهر مکّه) تبعیت کرده و در کل جهان بر همه مسلمانان یک روز به عنوان روز عید فطر اعلام گردد؟ ما در این رساله فقهی برآنیم تا ثابت کنیم برای تمامی مسلمانان در اقصی نقاط جهان عید فطر یک روز است. حال به ادلّه می پردازیم.


آیات:

 1- آیاتی دراهمّیت اتّحاد و انسجام مسلمانان :

" وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ  وَ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَینْ‏َ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَنًا وَ کُنتُمْ عَلىَ‏ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکُم مِّنهَْا  کَذَلِکَ یُبَینِ‏ُّ اللَّهُ لَکُمْ ءَایَتِهِ لَعَلَّکمُ‏ْ تهَْتَدُونَ " (103:3)

ترجمه: " و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید، پس میان دلهاى شما الفت انداخت، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند، باشد که شما راه یابید."

" إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُواْ دِینهَُمْ وَ کاَنُواْ شِیَعًا لَّسْتَ مِنهُْمْ فىِ شىَ‏ْءٍ  إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلىَ اللَّهِ ثُمَّ یُنَبِّئُهُم بمَِا کاَنُواْ یَفْعَلُونَ " (159:6)

ترجمه: " کسانى که دین خود را پراکنده ساختند و فرقه فرقه شدند، تو هیچ گونه مسئول ایشان نیستى، کارشان فقط با خداست. آن گاه به آنچه انجام مى‏دادند آگاهشان خواهد کرد."

"  شَرَعَ لَکُم مِّنَ الدِّینِ مَا وَصىَ‏ بِهِ نُوحًا وَ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ وَ مَا وَصَّیْنَا بِهِ إِبْرَهِیمَ وَ مُوسىَ‏ وَ عِیسىَ  أَنْ أَقِیمُواْ الدِّینَ وَ لَا تَتَفَرَّقُواْ فِیهِ  کَبرَُ عَلىَ الْمُشْرِکِینَ مَا تَدْعُوهُمْ إِلَیْهِ  اللَّهُ یجَْتَبىِ إِلَیْهِ مَن یَشَاءُ وَ یهَْدِى إِلَیْهِ مَن یُنِیبُ " (13:42)

ترجمه: " از [احکامِ‏] دین، آنچه را که به نوح در باره آن سفارش کرد، براى شما تشریع کرد و آنچه را به تو وحى کردیم و آنچه را که درباره آن به ابراهیم و موسى و عیسى سفارش نمودیم که: «دین را برپا دارید و در آن تفرقه‏اندازى مکنید.» بر مشرکان آنچه که ایشان را به سوى آن فرا مى‏خوانى، گران مى‏آید. خدا هر که را بخواهد، به سوى خود برمى‏گزیند، و هر که را که از در توبه درآید، به سوى خود راه مى‏نماید."

" وَ الَّذِینَ اتخََّذُواْ مَسْجِدًا ضِرَارًا وَ کُفْرًا وَ تَفْرِیقَا بَینْ‏َ الْمُؤْمِنِینَ وَ إِرْصَادًا لِّمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِن قَبْلُ  وَ لَیَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنىَ‏  وَ اللَّهُ یَشهَْدُ إِنهَُّمْ لَکَذِبُونَ " (107:9)

ترجمه: " و آنهایى که مسجدى اختیار کردند که مایه زیان و کفر و پراکندگى میان مؤمنان است، و [نیز] کمینگاهى است براى کسى که قبلًا با خدا و پیامبر او به جنگ برخاسته بود، و سخت سوگند یاد مى‏کنند که جز نیکى قصدى نداشتیم. و [لى‏] خدا گواهى مى‏دهد که آنان قطعاً دروغگو هستند."

" وَ مَا کاَنَ النَّاسُ إِلَّا أُمَّةً وَحِدَةً فَاخْتَلَفُواْ  وَ لَوْ لَا کَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّکَ لَقُضىِ‏َ بَیْنَهُمْ فِیمَا فِیهِ یخَْتَلِفُونَ " (19:10)

ترجمه: " و مردم جز یک امّت نبودند. پس اختلاف پیدا کردند. و اگر وعده‏اى از جانب پروردگارت مقرر نگشته بود، قطعاً در آنچه بر سر آن با هم اختلاف مى‏کنند، میانشان داورى مى‏شد."

تمامی آیات فوق ما را از تفرقه نهی می نمایند و به اتحاد دعوت می کنند. آیا این از اتّحاد است که در جهان اسلام, مسلمانان 3 روز و یا گاهی 4 روز مختلف عید فطر داشته باشند؟

2- شب قدر یک روز است

یکی دیگر از ادلّه ای که عید فطر فقط یک روز باید باشد وجود یک شب قدر در سال می باشد. در سوره قدر اینچنین آمده:

"  بِّسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ‏

إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ

وَ مَا أَدْرَئکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ

لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیرٌْ مِّنْ أَلْفِ شهَْرٍ

تَنزََّلُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِِّم مِّن کلُ‏ِّ أَمْرٍ

سَلَمٌ هِىَ حَتىَ‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ" (1:97تا5)

ترجمه: " به نام خداوند رحمتگر مهربان‏

ما [قرآن را] در شب قدر نازل کردیم.

و از شب قدر، چه آگاهت کرد.

شبِ قدر از هزار ماه ارجمندتر است.

در آن [شب‏] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براى هر کارى [که مقرّر شده است‏] فرود آیند

 [آن شب‏] تا دَمِ صُبح، صلح و سلام است. "

توجّه می فرمایید که در این سوره " لیلة القدر" آمده  که مفرد است نه " لیالی القدر" که جمع است و یا تثنیه نیامده.

همچنین " تَنزََّلُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا" که نزول ملائکه و روح را در "فیها" که همان( یک شب قدر) است بیان می دارد. و نیز " سَلَمٌ هِىَ" که صلح و سلام در آن یک شب(قدر) است.

در تمامی این آیات شب قدر تنها یک شب می باشد نه بیشتر در صورتی که در بعضی سالها 3 یا 4 روز مختلف به عنوان عید فطر در کشورهای مختلف اعلام می شود که با این حساب شب قدر هم باید 3 یا 4 شب باشد که طبق آیات مبارکه قرآن شب قدر فقط یک شب است و نه بیش . بلی بعضی احادیث شب قدر را شب نوزدهم بعضی بیست و یکم و بعضی بیست وسوم ماه مبارک رمضان می دانند به هر حال شب قدر در هر کدام از این شبها باشد شب قدر چند شب خواهد بود نه یک شب که قرآن می گوید. فرض می کنیم که شب قدر شب بیست و سوّم ماه مبارک رمضان باشد که احادیث هم به آن شب تاکید بیشتری دارد, همین سال گذشته عید فطر کشور لیبی 2 روز قبل از ایران بود یعنی شب بیست و سوّم آن که شب قدر باشد 2 روز قبل از شب بیست وسوّم ایران شده بود. و بعد از لیبی نوبت به کشور عربستان رسید که عید فطر در آنجا بعد از لیبی بود یعنی شب بیست و سوّم(شب قدر) در عربستان بعد از شب قدر لیبی بود بعد از عربستان هم نوبت به شب بیست و سوّم یا همان شب قدر کشور جمهوری اسلامی ایران رسید. با این اوصاف ما سال گذشته در جهان 3 شب قدر داشتیم و نیز گاهی در سالهای گذشته 4 شب قدر داشتیم در حالی که قرآن شب قدر را فقط یک شب می داند " إِنَّا أَنزَلْنَهُ فىِ لَیْلَةِ الْقَدْرِ"

3- نزول ملائکه در شب قدر

طبق آیه " تَنزََّلُ الْمَلَئکَةُ وَ الرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبهِِّم مِّن کلُ‏ِّ أَمْرٍ" فرشتگان و روح در همان یک شب قدر نازل می شوند. سؤال این است فرشتگانی و روح که نازل شدند در کدام 3 شب قدر(کشورهای لیبی,عربستان  و ایران) بود؟ اگر گفته شود هر کشوری شب قدر معیّن و مشخّصی دارد به این معنی که یک شب ملائکه و روح بر کشور لیبی و شب بعد بر عربستان و بعد از آن بر ایران نازل شدند. این سخن قابل قبول نیست زیرا قرآن کریم شب قدر را فقط  در سال یک شب می داند و نزول ملائکه و روح را در هر سال در همان یک شب قدر می داند.

حال که فهمیدیم شب قدر یک شب بیش نیست و ملائکه و روح در شب قدر نازل می شوند,سؤال بعدی این است که این ملائکه برچه کسی و کجا نازل می شوند؟

بر طبق روایات ملائکه و روح در شب قدر بعد از پیامبر(ص) بر امامان نازل می شوند که الآن بر امام عصر(عج) نازل می شوند. آیاتی چند در قرآن مجید نزول ملائکه بر انسان را بیان می دارند از جمله:

" إِنَّ الَّذِینَ قَالُواْ رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَمُواْ تَتَنزََّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَئکَةُ أَلَّا تخََافُواْ وَ لَا تحَْزَنُواْ وَ أَبْشِرُواْ بِالجَْنَّةِ الَّتىِ کُنتُمْ تُوعَدُونَ " (30:41)

" در حقیقت، کسانى که گفتند: «پروردگار ما خداست» سپس ایستادگى کردند، فرشتگان بر آنان فرود مى‏آیند [و مى‏گویند:] «هان، بیم مدارید و غمین مباشید، و به بهشتى که وعده یافته بودید شاد باشید."

" فَاتخََّذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا " (17:19)

" و در برابر آنان پرده‏اى بر خود گرفت. پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شکل‏] بشرى خوش‏اندام بر او نمایان شد."

پس ملائکه و روح در شب قدر که برترین شب است بر برترین انسان در جهان هستی نازل می شوند آیا نباید در برترین مکان هستی بر وی نازل شوند و این برترین مکان هستی کدام مکان است؟ بر طبق چندین آیه برترین مکان در جهان بیت الله الحرام مکه مکرمه می باشد. که این آیات عبارتند از:

"  إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَ هُدًى لِّلْعَلَمِینَ " (96:3)

ترجمه: " نخستین خانه‏اى که براى مردم  قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است."

 

این " اولیّت " هم اوّل بودن از نظر بنا شدن و هم اوّل از نظر مقام و منزلت در میان سایر مکانها را شامل می شود چون اگر اوّل بودن فقط از نظر بنا شدن بود باید " إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ بُنِیَ لِلنَّاسِ " بود نه " إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ"

" یَسَْلُونَکَ عَنِ الشهَّْرِ الْحَرَامِ قِتَالٍ فِیهِ  قُلْ قِتَالٌ فِیهِ کَبِیرٌ  وَ صَدٌّ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَ کُفْرُ  بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ إِخْرَاجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَکْبرَُ عِندَ اللَّهِ  وَ الْفِتْنَةُ أَکْبرَُ مِنَ الْقَتْلِ  وَ لَا یَزَالُونَ یُقَتِلُونَکُمْ حَتىَ‏ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَعُواْ  وَ مَن یَرْتَدِدْ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَیَمُتْ وَ هُوَ کَافِرٌ فَأُوْلَئکَ حَبِطَتْ أَعْمَلُهُمْ فىِ الدُّنْیَا وَ الاَْخِرَةِ  وَ أُوْلَئکَ أَصْحَبُ النَّارِ  هُمْ فِیهَا خَلِدُونَ " (217:2)

ترجمه: " از تو در باره کارزار در ماه حرام مى‏پرسند. بگو: «کارزار در آن، گناهى بزرگ و باز داشتن از راه خدا و کفر ورزیدن به او و [باز داشتن از] مسجد الحرام [حج‏]، و بیرون راندنِ اهل آن از آنجا، نزد خدا [گناهى‏] بزرگتر، و فتنه [شرک‏] از کشتار بزرگتر است.» و آنان پیوسته با شما مى‏جنگند تا- اگر بتوانند- شما را از دینتان برگردانند. و کسانى از شما که از دین خود برگردند و در حال کفر بمیرند، آنان کردارهایشان در دنیا و آخرت تباه مى‏شود، و ایشان اهل آتشند و در آن ماندگار خواهند بود."

" * جَعَلَ اللَّهُ الْکَعْبَةَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ قِیَمًا لِّلنَّاسِ وَ الشهَّْرَ الْحَرَامَ وَ الهَْدْىَ وَ الْقَلَئدَ  ذَلِکَ لِتَعْلَمُواْ أَنَّ اللَّهَ یَعْلَمُ مَا فىِ السَّمَوَتِ وَ مَا فىِ الْأَرْضِ وَ أَنَّ اللَّهَ بِکلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ عَلِیمٌ " (97:5)

ترجمه: " خداوند [زیارت‏] کعبه بیت الحرام را وسیله به پا داشتن [مصالح‏] مردم قرار داده، و ماه حرام و قربانیهاى بى‏نشان و قربانیهاى نشاندار را [نیز به همین منظور مقرّر فرموده است‏]، این [جمله‏] براى آن است تا بدانید که خدا آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مى‏داند، و خداست که بر هر چیزى داناست."

" وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ أَمْنًا وَ اتخَِّذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَهِمَ مُصَلىًّ  وَ عَهِدْنَا إِلىَ إِبْرَهِمَ وَ إِسْمَعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتىِ‏َ لِلطَّائفِینَ وَ الْعَکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ " (125:2)

ترجمه: " و چون خانه [کعبه‏] را براى مردم محل اجتماع و [جاى‏] امنى قرار دادیم، [و فرمودیم:] «در مقام ابراهیم، نمازگاهى براى خود اختیار کنید»، و به ابراهیم و اسماعیل فرمان دادیم که: «خانه مرا براى طواف‏کنندگان و معتکفان و رکوع و سجودکنندگان پاکیزه کنید."

" وَ إِذْ قَالَ إِبْرَهِمُ رَبّ‏ِ اجْعَلْ هَذَا بَلَدًا ءَامِنًا وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَتِ مَنْ ءَامَنَ مِنهُْم بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَْخِرِ  قَالَ وَ مَن کَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِیلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلىَ‏ عَذَابِ النَّارِ  وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ " (126:2)

ترجمه: " و چون ابراهیم گفت: «پروردگارا، این [سرزمین‏] را شهرى امن گردان، و مردمش را- هر کس از آنان که به خدا و روز بازپسین ایمان بیاورد- از فرآورده‏ها روزى بخش»، فرمود: «و [لى‏] هر کس کفر بورزد، اندکى برخوردارش مى‏کنم، سپس او را با خوارى به سوى عذاب آتش [دوزخ‏] مى‏کشانم، و چه بد سرانجامى است."

 

" وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلّ‏ِ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ  وَ حَیْثُ مَا کُنتُمْ فَوَلُّواْ وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَیْکُمْ حُجَّةٌ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُواْ مِنهُْمْ فَلَا تخَْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنىِ وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتىِ عَلَیْکمُ‏ْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ " (150:2)

ترجمه: " و از هر کجا بیرون آمدى، [به هنگام نماز] روى خود را به سمت مسجد الحرام بگردان و هر کجا بودید رویهاى خود را به سوى آن بگردانید، تا براى مردم- غیر از ستمگرانشان- بر شما حجتى نباشد. پس، از آنان نترسید، و از من بترسید، تا نعمت خود را بر شما کامل گردانم، و باشد که هدایت شوید."

" وَ اقْتُلُوهُمْ حَیْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ وَ أَخْرِجُوهُم مِّنْ حَیْثُ أَخْرَجُوکُمْ  وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ  وَ لَا تُقَتِلُوهُمْ عِندَ المَْسْجِدِ الحَْرَامِ حَتىَ‏ یُقَتِلُوکُمْ فِیهِ  فَإِن قَتَلُوکُمْ فَاقْتُلُوهُمْ  کَذَلِکَ جَزَاءُ الْکَفِرِینَ " (191:2)

ترجمه: " و هر کجا بر ایشان دست یافتید آنان را بکشید، و همان گونه که شما را بیرون راندند، آنان را بیرون برانید، [چرا که‏] فتنه [شرک‏] از قتل بدتر است، [با این همه‏] در کنار مسجد الحرام با آنان جنگ مکنید، مگر آنکه با شما در آن جا به جنگ درآیند، پس اگر با شما جنگیدند، آنان را بکشید، که کیفر کافران چنین است"

" فِیهِ ءَایَتُ  بَیِّنَتٌ مَّقَامُ إِبْرَهِیمَ  وَ مَن دَخَلَهُ کاَنَ ءَامِنًا  وَ لِلَّهِ عَلىَ النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا  وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنىِ‏ٌّ عَنِ الْعَلَمِینَ " (97:3)

ترجمه: " فِیهِ ءَایَتُ  بَیِّنَتٌ مَّقَامُ إِبْرَهِیمَ  وَ مَن دَخَلَهُ کاَنَ ءَامِنًا  وَ لِلَّهِ عَلىَ النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا  وَ مَن کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنىِ‏ٌّ عَنِ الْعَلَمِینَ "

" یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ لَا تحُِلُّواْ شَعَئرَِ اللَّهِ وَ لَا الشهَّْرَ الحَْرَامَ وَ لَا الهَْدْىَ وَ لَا الْقَلَئدَ وَ لَا ءَامِّینَ الْبَیْتَ الحَْرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبهِِّمْ وَ رِضْوَنًا  وَ إِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُواْ  وَ لَا یجَْرِمَنَّکُمْ شَنََانُ قَوْمٍ أَن صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الحَْرَامِ أَن تَعْتَدُواْ  وَ تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْبرِِّ وَ التَّقْوَى‏  وَ لَا تَعَاوَنُواْ عَلىَ الْاثْمِ وَ الْعُدْوَنِ  وَ اتَّقُواْ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ"(2:5)

ترجمه: " اى کسانى که ایمان آورده‏اید، حرمت شعایر خدا، و ماه حرام، و قربانى بى‏نشان، و قربانیهاى گردن‏بنددار، و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودى پروردگار خود را مى‏طلبند، نگه دارید. و چون از احرام بیرون آمدید [مى‏توانید] شکار کنید، و البتّه نباید کینه‏توزى گروهى که شما را از مسجد الحرام باز داشتند، شما را به تعدّى وادارد. و در نیکوکارى و پرهیزگارى با یکدیگر همکارى کنید، و در گناه و تعدّى دستیار هم نشوید، و از خدا پروا کنید که خدا سخت‏کیفر است."

" وَ مَا لَهُمْ أَلَّا یُعَذِّبهَُمُ اللَّهُ وَ هُمْ یَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا کَانُواْ أَوْلِیَاءَهُ  إِنْ أَوْلِیَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَ لَکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ " (34:8)

ترجمه: " چرا خدا [در آخرت‏] عذابشان نکند، با اینکه آنان [مردم را] از [زیارت‏] مسجد الحرام باز مى‏دارند در حالى که ایشان سرپرست آن نباشند. چرا که سرپرست آن جز پرهیزگاران نیستند، ولى بیشترشان نمى‏دانند."

" * سُبْحَنَ الَّذِى أَسْرَى‏ بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلىَ الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَرَکْنَا حَوْلَهُ لِنرُِیَهُ مِنْ ءَایَتِنَا  إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ " (1:17)

ترجمه: " منزّه است آن [خدایى‏] که بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الأقصى- که پیرامون آن را برکت داده‏ایم- سیر داد، تا از نشانه‏هاى خود به او بنمایانیم، که او همان شنواى بیناست."

" وَ إِذْ بَوَّأْنَا لِابْرَهِیمَ مَکاَنَ الْبَیْتِ أَن لَّا تُشْرِکْ بىِ شَیًْا وَ طَهِّرْ بَیْتىِ‏َ لِلطَّائفِینَ وَ الْقَائمِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ " (26:22)

ترجمه: " و چون براى ابراهیم جاى خانه را معین کردیم [بدو گفتیم:] «چیزى را با من شریک مگردان و خانه‏ام را براى طواف‏کنندگان و قیام‏کنندگان و رکوع‏کنندگان [و] سجده کنندگان پاکیزه دار."

" ثُمَّ لْیَقْضُواْ تَفَثَهُمْ وَ لْیُوفُواْ نُذُورَهُمْ وَ لْیَطَّوَّفُواْ بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ " (29:22)

ترجمه: " سپس باید آلودگى خود را بزدایند و به نذرهاى خود وفا کنند و بر گِرد آن خانه کهن [کعبه‏] طواف به جاى آورند."

" إِنَّمَا أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ رَبَّ هَذِهِ الْبَلْدَةِ الَّذِى حَرَّمَهَا وَ لَهُ کُلُّ شىَ‏ْءٍ  وَ أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ " (91:27)

ترجمه: " من مأمورم که تنها پروردگار این شهر را که آن را مقدّس شمرده و هر چیزى از آنِ اوست پرستش کنم، و مأمورم که از مسلمانان باشم،"

" وَ قَالُواْ إِن نَّتَّبِعِ الهُْدَى‏ مَعَکَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا  أَ وَ لَمْ نُمَکِّن لَّهُمْ حَرَمًا ءَامِنًا یجُْبىَ إِلَیْهِ ثَمَرَتُ کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ رِّزْقًا مِّن لَّدُنَّا وَ لَکِنَّ أَکْثرََهُمْ لَا یَعْلَمُونَ " (57:28)

ترجمه: " و گفتند: «اگر با تو از [نورِ] هدایت پیروى کنیم، از سرزمین خود ربوده خواهیم شد.» آیا آنان را در حرمى امن جاى ندادیم که محصولات هر چیزى- که رزقى از جانب ماست- به سوى آن سرازیر مى‏شود؟ ولى بیشترشان نمى‏دانند."

" فَلْیَعْبُدُواْ رَبَّ هَذَا الْبَیْتِ " (3:106)

ترجمه: " پس باید خداوند این خانه را بپرستند "

تمام این آیات در برتری و اهمیّت کعبه و همچنین شهر مکّه بر سایر مکانها می باشد. پس تا حالا چند مطلب را فهمیدیم اوّل اینکه شب قدر در جهان در هر سال فقط یک روز است. دوّم اینکه ملائکه و روح بر برترین و کاملترین انسان که الآن حضرت ولی عصر(عج) نازل می شوند. سوّم اینکه این نزول ملائکه و روح در برترین مکان عالم است که بیت الله الحرام(کعبه) می باشد که در شهر مکه قرار دارد.پس اگر بخواهیم شب قدر را درک کنیم هر یک از شبهای ماه رمضان را که در احادیث به عنوان شب قدر دانسته اند باید طبق افق مکّه مکرّمه حساب کرد نه بر طبق افق شهر و کشور خود.پس تمام مسلمانان باید شروع ماه رمضان و عید فطر را بر مبنای شهر مکّه قرار دهند به عبارت دیگر مبنا در بسیاری از احکام مثل عید فطر شهر مکه می باشد. به این آیات توجّه فرمائید:

" وَ إِذْ جَعَلْنَا الْبَیْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَ أَمْنًا وَ اتخَِّذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَهِمَ مُصَلىًّ  وَ عَهِدْنَا إِلىَ إِبْرَهِمَ وَ إِسْمَعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتىِ‏َ لِلطَّائفِینَ وَ الْعَکِفِینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ " (125:2)

ترجمه: " و (به خاطر بیاورید) هنگامى که خانه کعبه را محل بازگشت و مرکز امن و امان براى مردم قرار دادیم! و (براى تجدید خاطره،) از مقام ابراهیم، عبادتگاهى براى خود انتخاب کنید! و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که: «خانه مرا براى طواف‏کنندگان و مجاوران و رکوع‏کنندگان و سجده کنندگان، پاک و پاکیزه کنید."

در این آیه شریفه از کعبه به عنوان " مَثَابَةً لِّلنَّاسِ" نامیده شده که کلمه " مَثَابَةً" دارای 13 معنی است که یکی از آنها " محل رجوع" یا همان بازگشتگاه می باشد به این صورت که در بعضی از احکام کعبه محل رجوع  یا مبنای همه مسلمانان جهان می باشد.

" وَ کَذَلِکَ أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ قُرْءَانًا عَرَبِیًّا لِّتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى‏ وَ مَنْ حَوْلهََا وَ تُنذِرَ یَوْمَ الجَْمْعِ لَا رَیْبَ فِیهِ  فَرِیقٌ فىِ الجَْنَّةِ وَ فَرِیقٌ فىِ السَّعِیرِ" (7:42)

ترجمه: " و این گونه قرآنى عربى [فصیح و گویا] را بر تو وحى کردیم تا «أمّ القرى» [مکّه‏] و مردم پیرامون آن را انذار کنى و آنها را از روزى که همه خلایق در آن روز جمع مى‏شوند و شکّ و تردید در آن نیست بترسانى گروهى در بهشتند و گروهى در آتش سوزان."

" وَ هَذَا کِتَبٌ أَنزَلْنَهُ مُبَارَکٌ مُّصَدِّقُ الَّذِى بَینْ‏َ یَدَیْهِ وَ لِتُنذِرَ أُمَّ الْقُرَى‏ وَ مَنْ حَوْلهََا  وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالاَْخِرَةِ یُؤْمِنُونَ بِهِ  وَ هُمْ عَلىَ‏ صَلَاتهِِمْ یحَُافِظُونَ "(92:6)

ترجمه: " و این کتابى است که ما آن را نازل کردیم کتابى است پربرکت، که آنچه را پیش از آن آمده، تصدیق مى‏کند (آن را فرستادیم تا مردم را به پاداشهاى الهى، بشارت دهى،) و تا (اهل) أمّ القرى [مکّه‏] و کسانى را که گرد آن هستند، بترسانى! (یقین بدان) آنها که به آخرت ایمان دارند، و به آن ایمان مى‏آورند و بر نمازهاى خویش، مراقبت مى کنند."

در این دو آیه از مکّه به عنوان " أُمَّ الْقُرَى" یاد شده و نیز آیه دیگری داریم که

" هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی‏ قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ " (7:3)

ترجمه: " او کسى است که این کتاب (آسمانى) را بر تو نازل کرد، که قسمتى از آن، آیات «محکم» [صریح و روشن‏] است که اساس این کتاب مى‏باشد (و هر گونه پیچیدگى در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، برطرف مى‏گردد.) و قسمتى از آن، «متشابه» است [آیاتى که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفى در آن مى‏رود ولى با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار مى‏گردد.] اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزى کنند (و مردم را گمراه سازند) و تفسیر (نادرستى) براى آن مى‏طلبند در حالى که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمى‏دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهى) مى‏گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمى‏شوند (و این حقیقت را درک نمى‏کنند)."

 

که در این آیه آیات متشابه را به آیات محکمات ارجاع می دهیم که آیات متشابه همان " امّ الکتاب" نام دارد. همینگونه که آیات متشابه به "امّ" خود ارجاع داده می شوند باید شهرهای مختلف جهان هم در بعضی از احکام به خصوص احکامی که وحدت جهان اسلام مطرح است مثل روز عید فطر به " اُمّ " خود یعنی " اُمُّ القُری" ارجاع داده می شوند.

" إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَ یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِى جَعَلْنَهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ  وَ مَن یُرِدْ فِیهِ بِإِلْحَادِ  بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ "(25:22)

ترجمه: " کسانى که کافر شدند، و مؤمنان را از راه خدا بازداشتند، و (همچنین) از مسجد الحرام، که آن را براى همه مردم، برابر قرار دادیم، چه کسانى که در آنجا زندگى مى‏کنند یا از نقاط دور وارد مى‏شوند (، مستحقّ عذابى دردناکند) و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابى دردناک به او مى‏چشانیم."

در این آیه مبارکه خداوند مسجد الحرام را برای تمام مردم کره زمین چه کسانی را که در آنجا زندگی می کنند و چه کسانی را که دورترند یکسان قرار داده "الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِى جَعَلْنَهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَکِفُ فِیهِ وَ الْبَادِ " و این یکسانی حداقل در بعضی از احکام است مثل یکسانی در روز عید فطر,یکسانی در قبله,یکسانی در روز عید قربان و...

" إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِى بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَ هُدًى لِّلْعَلَمِینَ " (96:3)

ترجمه: " در حقیقت، نخستین خانه‏اى که براى [عبادت‏] مردم، نهاده شده، همان است که در مکه است و مبارک، و براى جهانیان [مایه‏] هدایت است."

این هدایت بودن و این مثابة و امّ القری بودن مکّه, همه نشانگر این است که در بعضی احکام همه جا تابع و پیرو شهر مکّه باید باشند.

دعای قنوت نماز عید فطر:

در قنوت نماز عید فطر چنین می خوانیم:                                

"أشهد أن لا إله إلا الله ، وحده لا شریک له ، وأن محمدا عبده ورسوله اللهم أنت أهل الکبریاء والعظمة ، وأهل الجود والجبروت ، و أهل العفو والمغفرة ، وأهل التقوى والرحمة ، أسألک فی هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا ، ولمحمد صلى الله علیه وآله ذخرا ومزیدا ، أن تصلی علیه وعلى آله ، وأسألک بهذا الیوم الذی شرفته وکرمته وعظمته وفضلته بمحمد صلى الله علیه وآله ، أن تغفر لی ولجمیع المؤمنین والمؤمنات والمسلمین والمسلمات الأحیاء منهم والأموات ، إنک مجیب الدعوات ، یا أرحم الراحمین ."  (فقه الرضا- علی بن بابویه  ص 132)

در این دعا به این عبارات توجّه فرمائید." أسألک فی هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا " این للمسلمین چه مسلمانانی را شامل است؟ آیا فقط مسلمانانی را شامل است که در یک افق قرار دارند یا تمام مسلمانان را در اقصی نقاط جهان شامل می باشد؟ همینطور که می دانیم " المسلمین" جمع محلّا به ال است که جمع محلّا به ال مفید عموم است یعنی اینکه " للمسلمین" در این دعا اشاره به تمامی مسلمانان در هر جا و هر افقی که باشند هست. دیگر اینکه " للمسلمین" هیچ قیدی ندارد و اطلاق دارد, که بیانگر عموم است.

حال که فهمیدیم دعائی که در قنوت نماز عید فطر می خوانیم " للمسلمین" در آن دعا اشاره به تمامی مسلمانان است باید به این پرسش جواب دهیم روز عید فطر که در 3 یا 4 روز مختلف می باشد و برای افق های مختلف فرق می کند چگونه این " للمسلمین" را می توان به همه مسلمانان نسبت داد؟مثلاً سال گذشته که در کشور لیبی دو روز قبل از ایران عید شده بود مسلمانانی که در آنجا نماز عید فطر را خواندند و این عبارت را گفتند" أسألک فی هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا " (از تو می خواهیم در این روز که آن را برای تمامی مسلمانان عید قرار دادی) چون در روزی که برای مسلمانان کشور لیبی روز عید بود برای دیگر کشورها از جمله عربستان و ایران هنوز عید نشده بود گفتن اینکه "امروز را برای تمام مسلمانان عید قرار دادی" چگونه می باشد؟ آیا واقعاً آن روز برای همه مسلمانان عید بود یا فقط روز عید در کشور لیبی و مناطق هم افق با آن بود؟ آیا با این نوع اختلافاتی که در روز عید فطر در جاهای مختلف هست آیا گفتن این عبارت " أسألک فی هذا الیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا" در این دعا از مصادیق کذب خبری نخواهد بود آن هم در محضر ربوبی و در حال نماز؟

با این اوصاف آیا نباید گفت که عید فطر در تمام جهان و برای همه مسلمانان یک روز واحد باید باشد که هم وحدت مسلمانان حفظ شود و هم اینکه این با آیات قرآن هم بیشتر توافق دارد و نیز دعای قنوت عید هم آن را تائید می کند.

حال ببینیم نظر روایات در این مورد چیست آیا روایات هم یک روز بودن عید فطر در همه جهان را تائید می کنند یا نه؟

روایات:

 روایت اول:" ( 13381 ) 13 - وباسناده عن سعد بن عبدالله ، عن أحمد بن محمد ، عن الحسین بن سعید ، عن محمد بن أبی عمیر ، عن هشام بن الحکم ، عن أبی عبدالله علیه السلام أنه قال فیمن صام تسعة وعشرین قال : إن کانت له بینة عادلة على أهل مصر أنهم صاموا ثلاثین على رؤیته قضى یوما ."( وسائل الشیعة آل البیت الحر العاملی ج 10   ص 265)

" از امام صادق(ع) پرسش شد درباره کسی که بیست و نه روز، روزه داشته است.امام فرمود: اگر گواه عادلی برای او گواهی داد که اهل شهر، بر اساس دین هلال، سی روز روز گرفته اند، باید قضای آن یک روز، به جای آورد."

این روایت از نظر سند خوب و صحیحة می باشد.

دلالت روایت: عبارت " إن کانت له بینة عادلة على أهل مصر" در اینجا این "اهل مصر" مطلق می باشد و همه شهرها را چه نزدیک و هم افق و چه دور را شامل است. و نیز اگر هم شهر خاصیّ بود آن شهر مدینه بوده که هم افق با مکّه است و نشاندهنده این است که مکّه باید مبنای سایر شهرها باشد. به عبارت دیگر این  "اهل مصر" را مطلق بگیریم و بگوئیم که همه شهرها را شامل است بیانگر این است که تمام شهرهای جهان روز شروع ماه رمضان و روز عید فطرشان یکی است و حال که یکی است بایدافق مبنا و مرجعی داشته باشند که طبق آیات متعدد این شهر مکّه است.

و نیز اگر گفته شود که نه خیر در اینجا مراد از " اهل مصر" مطلق نیست و همه شهرها را شامل نمی شود بلکه منظور شهر خاصّی است که سؤال کننده در آنجا زندگی می کرده است. ما می گوئیم این شهر مدینه بوده که امام صادق(ع) در آنجا زندگی می کرده و مدینه هم هم افق با مکّه می باشد. ولی احادیث بعدی سخن ما را که همه شهرها چه دور و چه نزدیک در شروع و اتمام ماه رمضان باید یکی باشند بیشتر تائید می کند.

روایت دوّم: " ( 13447 ) 1 - محمد بن الحسن باسناده عن الحسین بن سعید ، عن حماد ، عن شعیب ، عن أبی بصیر ، عن أبى عبدالله علیه السلام أنه سئل عن الیوم یقضی من شهر رمضان ؟ فقال : لا تقضه إلا أن یثبت شاهدان عدلان من جمیع أهل الصلاة متى کان رأس الشهر ؟ ! وقال : لا تصم ذلک الیوم الذی یقضى إلا أن یقضی أهل الامصار ، فان فعلوا فصمه ." (وسائل الشیعة (آل البیت ) الحر العاملی ج 10   ص 292)

" از امام صادق(ع) درباره روزی از ماه رمضان که [روزه اش] قضا می شود پرسیدند. امام در پاسخ فرمود: آن را قضا مکن، مگر این که دو شاهد عادل از همه اهل نماز، ثابت کنند که آغاز ماه، چه هنگام بوده است. آن روز را که قضا می شود، روزه مگیر، مگر آن که مردم دیگر شهرها قضا کنند. اگر چنین کردند، آن روز را روزه بگیر."

توجّه می فرمائید امام(ع) دو شاهد عادل را که " من جمیع اهل الصلاة" باشند را کافی می داند. آیا "اهل صلاة " فقط مردم شهرهای هم افق هستند و مردم شهرهای دیگر " اهل صلاة " نیستند؟ کاملاً واضح است که " اهل صلاة " اطلاق دارد و هیچ قیدی ندارد پس همه مسلمانان جهان را شامل است. و در ادامه در باره روزه گرفتن روزی را که قضا شده,امام(ع) می فرماید:" إلا أن یقضی أهل الامصار ، فان فعلوا فصمه" روزه نگیر مگر اینکه" أهل الامصار" روزه بگیرند که در اینصورت روزه بگیر.چند نکته راجع به " اهل الامصار" لازم است بیان شود. اوّلاً جمع محلّا به ال مفید عموم است پس این " أهل الامصار" همه شهرها را چه نزدیک و چه دور را شامل است. دوّم اینکه اگر مراد شهرهای نزدیک  و هم افق بود باید امام(ع) آن را بیان می فرمود و حالا که چنین نفرموده بی استثناء این " اهل الامصار" مردم همه شهرهای جهان را در بر می گیرد. و سوّم اینکه "من جمیع اهل الصلاة " هم تائید می کند که این " اهل الامصار" تمام شهرها باشد. پس بنابر این دیدن هلال اوّل ماه رمضان و اوّل ماه شوال در هر شهر برای دیگر شهرها کافی است. حال که چنین است و ما می دانیم که رویت هلال اوّل ماه در یک شب واحد برای تمامی شهرها و مناطق کره زمین وجود ندارد آیا نباید یک شهری را به عنوان مرکز و مرجع تمامی شهرها و کشورهای جهان قرار داد تا شروع و اتمام روزه ماه رمضان در همه آنها یکسان باشد. و در این روایت گویا امام(ع) نظرش این بوده که چون همه مسلمانان در مسئله روزه ماه رمضان از یک افق واحد که افق شهر مکّه باشد تبعیّت می نمایند.پس در روزه گرفتن و دانستن هلال اوّل ماه می توان طبق مردم شهرهای دور و نزدیک عمل کنند و چون آنها معیارشان شهر مکّه است خود بخود همه جهان مستقیم و غیر مستقیم از مکّه تبعیّت می نمایند.

روایت سوّم: "  ( 13412 ) 3 - وعنه ، عن فضالة ، عن أبان بن عثمان ، عن إسحاق بن عمار ، قال : سألت أبا عبدالله علیه السلام عن هلال رمضان یغم علینا فی تسع وعشرین من شعبان ؟ فقال : لا تصمه إلا أن تراه ، فإن شهد أهل بلد آخر أنهم رأوه فاقضه ، وإذا رأیته من وسط النهار فأتم صومه إلى اللیل " (وسائل الشیعة (آل البیت ) - الحر العاملی ج 10   ص 279)

"اسحاق بن عمّار می گوید: درباره هلال ماه رمضان، در شرایطی که در بیست و نهم شعبان، آن را ندیده ایم، پرسیدم.. امام فرمود: آن روز را روزه مگیر، مگر این که آن ببینی. پس اگر مردمان شهر دیگری، گواهی دارند که آن را دیده اند، آن روز را قضا کن.و اگر در وسط روز دید (فهمید) را تا شب ادامه دهد."

در این روایت که سندش هم صحیحة می باشد امام(ع) گواهی مردمان شهر دیگر را کافی می داند. و این " أهل بلد آخر" اطلاق دارد و هر بلدی را شامل است چه بلد نزدیک و یا دور باشد پس این روایت هم به افق واحد در مورد هلال ماه رمضان تاکید دارد.

روایت چهارم: " ( 13347 ) 9 - وعنه ، عن القاسم عن أبان ، عن عبدالرحمن بن أبی عبدالله قال : سألت أبا عبدالله علیه السلام عن هلال شهر رمضان یغم علینا فی تسع وعشرین من شعبان ؟ قال : لا تصم إلا أن تراه فان شهد أهل بلد آخر فاقضه ." (  وسائل الشیعة (آل البیت ) - الحر العاملی ج 10   ص 254)

" عبدالرحمن بن ابی عبداللّه می گوید: درباره هلال ماه رمضان، در شرایطی که در بیست و نهم شعبان، آن را ندیده ایم، پرسیدم. امام فرمود: روزه مگیر، مگر این که آن را ببینی. پس اگر مردم شهری دیگر، گواهی دادند، آن روز را قضا کن."

این روایت را به دلیل وجود قاسم بن محمّد جوهری ضعیف دانسته اند ولی چون متن روایت با روایت های صحیحة تعارضی ندارد ما از سند روایت صرف نظر کرده و به دلالت آن می پردازیم.

این روایت هم مانند روایت های قبل گواهی مردم شهرهای دیگر را برای هلال ماه کافی می داند. و در مورد " أهل بلد آخر" هیچ قید دیگری که این بلد دیگری نزدیک باشد در روایت نیست و " بلد آخر" اطلاق دارد و ما هیچ دلیلی نداریم که آن را از اطلاق بیاندازیم. و حال که اطلاق دارد تمام مناطق و شهرهای دور و نزدیک را در بر می گیرد که همه دارای یک افق واحد هستند که گواهی مردم یک شهر برای شهر دیگر هر چند با هم دور باشند کافی است.

روایت پنجم: " ( 13459 ) 1 - محمد بن الحسن باسناده عن محمد بن الحسن الصفار ، عن محمد بن عیسى قال : کتب إلیه أبو عمر : أخبرنی یا مولای ، إنه ربما أشکل علینا هلال شهر رمضان ولا نراه ونرى السماء لیست فیها علة ویفطر الناس ونفطر معهم ، ویقول قوم من الحساب قبلنا : إنه یرى فی تلک اللیلة بعینها بمصر ، وافریقیة والاندلس ، هل یجوز - یا مولای - ما قال الحساب فی هذا الباب حتى یختلف العرض على أهل الامصار فیکون صومهم خلاف صومنا ، وفطرهم خلاف فطرنا ؟ فوقع : لا صو م من الشک ، أفطر لرؤیته وصم لرؤیته"

(وسائل الشیعة (آل البیت ) - الحر العاملی ج 10   ص 297 )

" محمد بن حسن، به سند خود از محمد بن حسن صفار، از محمد بن عیسی نقل می کند که گفت: ابو عمر برای امام نوشت: مولای من! مرا خبر ده که گاه، برای من، هلال ماه رمضان مشکل می شود و آن را نمی بینیم و آسمان را می بینیم که در آن علتی نیست [که مانع دیدن باشد] پس مردم، روزه نمی دارند و ما نیز روزه نمی گیریم. گروهی از منجمان، پیش از آن، به ما می گویند: ماه درست، در همین شب، در مصر، آفریقا و اندلس دیده می شود مولای من! آیا برای پذیرش آنچه منجمان گفته اند رواست تا در نتیجه، وضع برای ساکنان شهرهای متفاوت، اختلاف داشته، روزه آنان مخالف روزه ما و روزه نداشتن آنان نیز، مخالف روزه نداشتن ما باشد؟ حضرت، در توقیع خود فرمود: به واسطه شک، نمی توان روزه گرفت. روزه را واگذار به دیدن آن و روزه بگیر به دیدن آن "

در این روایت امام(ع) فرموده است " لا صوم من الشک" با شک روزه نیست و نمی فرماید که گواهی مردمان مناطق دیگر کافی نیست و این در روایات دیگر ثابت شد که گواهی مردم سرزمینهای دیگر حجّت و کافی است. و در ادامه روایت امام(ع) می فرماید باشک نمی توان روزه گرفت و در قرآن کریم هم داریم که " وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ... " " و چیزی را به آن علم نداری دنبال مکن"

بلکه  " أفطر لرؤیته وصم لرؤیته" آیا این روئت کردن باید توسط خود شخص باشد و یا اینکه اشخاص دیگری رؤیت کردند و گواهی دادند و انسان یقین پیدا کرد هم کافی است؟ روایت فقط می گوید با شک نمی توان روزه گرفت بلکه با علم باید باشد که آن هم با دیدن چه خود شخص باشد و یا با گفته دیگران به این علم برسد کفایت می کند. و اگر هم گفته شود " أفطر لرؤیته وصم لرؤیته" که امام(ع) فرمودند رؤیت خود شخص سؤال کننده بوده نه دیگران. می گوییم اگر چنین هم باشد اشکالی ایجاد نمی کند زیرا سؤال کننده کسی است که در جایی زندگی می کند هم افق با شهر مکّه. و اگر او خودش هم هلال ماه اوّل رمضان را مشاهده نماید می تواند روزه بگیرد و نیز اگر هلال ماه شوال را مشاهده و رؤیت نماید می تواند افطار کند چون شهر و محل زندگی "ابو عمر" هم افق با شهر مکّه است نه اینکه وی در جای دورتری با افق متفاوت از شهر مکّه زندگی می کرده و امام(ع) به او فرموده باشند که وقتی ماه اول رمضان را دیدی روزه بگیر و وقتی اوّل ماه شوال را دیدی عید فطر قرار بده. چنین نیست بلکه امام در جواب سؤال کننده که در آن موقعیت جغرفیایی قرار داشت چنین فرمودند. و ما با این روایت نمی توانیم بگوئیم که در هر منطقه ای که مردم آن بخواهند روزه بگیرند ماه را هم باید مشاهده نمایند. بلی اگر آن مناطق در نزدیکی و هم افق با شهر مکّه باشند می توانند با رؤیت خود روزه گرفته و افطار کنند ولی اگر مناطق غیر هم افق با مکّه باشند باید از شهر مکّه تبعیّت نمایند. و کسانی با روایت " أفطر لرؤیته وصم لرؤیته" می خواهند ثابت کنند که در هر منطقه ماه باید دیده شود . در جواب می گوئیم آیا این احتمال هست که امام معصوم (ع) این عبارت را در جواب فقط شخص سائل گفته و کلّیت نداشته باشد و حال که می توان این احتمال را داد که همینگونه هم هست " اذا جاء الاحتمال بطلل الاستدلال".

 نتیجه: در این رساله علمیة با استفاده از ادلّه آیات و روایات متعدّد ثابت گردید که شروع ماه مبارک رمضان و همچنین روز عید فطر در تمامی مناطق و کشورهای جهان باید یکسان و واحد باشد و همه مناطق باید در آنها از شهر مکّه مکرّمه تبعیت نمایند.